تبليغاتX
دانشجويان تكنولوژي توليدات گياهي (مرند)
در رابطه با مطالب علمي همراه با پژوهش هاي انگليسي و فارسي همراه با ترجمه ي آنها

با سلام و تشکر

 از تمام عزیزانی که از وبلاگ مخصوص به خودشان دیدن  می فرمایند؛ امیدواریم از این مطالب استفاده ی کامل را برده باشید و ما بتوانیم گوشه ای از خواسته های شما را جواب داده باشیم. شما می توانید در این وبلاگ که منحصر به همه ی بازدید کنندگان می باشد، تمام مطالبی را که در نظر دارید، در بخش نظرات مطرح کنید، و ما هم در کمترین زمان ممکن، تمام مطالب شما را آماده کرده، و در این وبلاگ ارائه خواهیم داد.

حتی شما می توانید از مطالب انگلیسی این وبلاگ، همراه با ترجمه ی کامل آنها بهره ببرید. نظرات ارائه شده ی شما را نیز در این وبلاگ نمایش خواهیم داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:7  توسط محمد حسين  | 

گياه ميزبان:گوجه فرنگي شرح:دوعلت اصلي دچار شدن به بيماري پژمردگي وپلاسيده شدن گوجه فرنگي مر بوط به پژمردگي ناشي از فوزاريوم وقارچ ناشي از آفت گياهي مي باشد.پژمردگي فوزاريومي در بين اين دو بيماري متداولتر است در kansasبه طور كلي در نيمه تابستان زماني كه هوا و خاك درجه حرارت بالايي دارند اتفاق مي افتد. نخستين گياهان مريض در برگهاي پير به صورت زرد شدن گسترش مي يابند(آنها نزديك سطح زمين). اغلب اين زردي به يك طرف گياه يا برگچه هاي مسطح يك طرف دمبرگ انحصار دارد برگهاي تحت تاثير واقع شده به زودي در بالاي گياه پژمرده وخشك مي شوند اما آنها روي گياه پيوسته باقي مي مانند.پژمردگي پي درپي در برگها ادامه مي يابدونتيجه آن سرانجام مرگ گياه مي باشد.ساقه هاي بيروني ثابت وسبز باقي مي مانند اما بندهاي قهوهاي كم رنگ در بافت آوندي مشاهده مي شود. اين كمرنگي را مي توان به راحتي با برش عمودي ازميان ساقه نزديك خاك ونگاه كردن به ستون باريك قهوه اي ما بين ناحيه (مغز تيره)تيره مركزي وبخش بيروني ساقه مشاهده نمود. قارچ ناشي از پژمردگي در مدت دوره سرمايي بهار گذشته تمايل به گسترش دارد.علايم اين بيماري شبيه به پژمردگي فوزاريوم مي باشد.برگهای پير ابتدا تحت تاثير قرار مي گيرند آنها شروع به زرد شدن وپژمردگي وسرانجام ازگياه مي افتند. برخلاف پژمردگي فوزاريوم ؛ پژمردگي قارچ ورتيسيليوم (قارچ ناقص) سبب زردي و پژمردگي يكساني در برگهاي پايين مي شود.چنانكه اين بيماري پيشرفت كند برگهاي جوان شروع به پژمردگي وازبين رفتن مي كنند تا زماني كه فقط تعداد كمي برگهاي سالم روي گياه باقي مي ماند.اگرچه اين بيماري كشنده نيست ولي ازرشد كامل گياه جلوگيري مي كند وگياه را ضعيف مي كند وتوليد ميوه هاي كوچك مي كند. پژمردگي ورتيسيليوم (قارچ ناقص)همچنين باعث بي رنگي سيستم آوندي تقريبا شبيه به پژمردگي فوزاريومي مي شود بجز در اينكه قهوه اي شدن كاملا دور از بالاي ساقه نمي تواند ادامه داشته باشد.بنابراين تشخيص اين دو بيماري ممكن است به آناليز آزمايشگاهي نياز داشته باشد. چرخه زندگي:قارچ پژمردگي فوزاريومي را مي توان در ميان بذرهاي آلوده يا نشاهاي آلوده نشان داد. سابقا مطرح مي شد كه قارچ ها مي توانند در خاك براي سالهاي زيادي زنده بمانند.قارچ پژمردگي ورتيسيليومي (قارچ ناقص) همچنين در پاتوژن هاي خاكزي كه مي توانند به گياهان پهن حمله كنند كه شامل سيب زميني ،بادنجان،توت فرنگي ، تمشك سياه وبسياري از جامعه عمومي گياهان شوند. هر دو قارچ به گياهان از ميان سيستم ريشه اي حمله مي كنند و در داخل گياه در كاررساندن آب و مواد معدني بالا رونده اختلال ایجاد مي كنند. عفونت وبيماري پژمردگي فوزاريومي به كمك گرماي خاك در درجه حرارت80F ) ) ودر رطوبت كم خاك گسترش مي يابند، در صورتيكه بهترين ومناسبترين درجه حرارت خاك براي پژمردگي ورتيسيليومي (قارچ ناقص) درجه حرارت خنكي در حدود ((55-75F مي باشد. پيشنهاد:دوره زماني طولاني (4-6ساله ) ممكن است دوره تلقيح قارچي رادر خاك كاهش بدهد اما نمي تواند به طور كامل اين بيماريها را كنترل كند. بيشترين كاربرد عملي در كنترل پژمردگي فوزاريومي و ورتيسيليومی (قارچ ناقص) در استفاده در نژاد هاي مقاوم مي باشد. بسياري از نژاد هاي رايج گوجه فرنگي پايداري معمولي به نژاد قارچ فوزاريومي وقارچ ورتيسليومي (قارچ ناقص) يا هر دو آنها دارند. تعداد كمي از نژاد هاي گوجه فرنگي با مقاومت به ورتيسيليوم V) )و/ يا فوزاريوم (F )كه شامل:cascade اوليه(VF) Celebrity(VFN) ؛Avalanche (F ) ؛ Jet Star (VF)؛Show me (VF)؛Burpee s (VF)؛ وBeefmaster .(VFN)اطلاعاتی در مورد مجموعه ای از بذرها با نژادهایی مقاوم که ممکن است بدست بیاید را به ما می دهند. بیماریهای گوجه فرنگی: پژمردگی فوزاریومی Fusarium oxysporum f.sp. lycopersic در سراسر جهان در مناطق آب وهوایی گرم بیشتر رایج است. علایم تخریب: زردی برگ درختان ابتدا در برگهای پایین شروع می شود و به طرف بالا ادامه می یابد.زردی اغلب در یک طرف شروع به ایجاد شدن می کند.برگهای آاوده بعدا به رنگ قهوه ای تبدیل می شوند.در طول روز پژمردگی قسمت فوقانی ایجاد می شود و درشب بهبود می یابد.پژمردگی به طور پیش رونده بدتر شود تا اینکه پژمردگی به طور همیشگی ایجاد شود قهوه ای شدن آوندها ادامه می یابد به بالای ساقه وبه داخل دمبرگها گسترش می یابد. شرایط گسترش: مساعدترین آب وهوا برای فوزاریوم آب وهوای گرم می باشد.این بیماری بیشتر در خاکهای شنی واسیدی رایچ است.پاتوژن سالهای زیادی در خاک بدون میزبان ایستادگی وتحمل می کند.سه نژاد شناخته شده وجود دارد. کنترل بیماری: استفاده ازموجودات ذره بینی خاک (کولتیوار) مقاوم: موجودات مقاوم ذره بینی خاک در نژادهای 1و نژادهای1,2قابل دسترس هستند.بالا بردن PHخاک به 6.5-7.0 واستفاده از نیترات نیتروژن به نسبتا بیشتری نسبت به آمونیوم نیتروژن. تمیزنگهداشتن تچهیزات بدور از ول کردن در زمین جدید. 7-5 سال دوره واستفاده از غرقابی برنج برای دوری از تلفات را می خواهد. برای بالا بردن زهکشی خاک از لایه فوقانی استفاده می شود.سطح خاک خشک نگهداری می شود. علایم: پژمردگی قارچی فوزاریومی گیاهان را از طریق ریشه چه آلوده می کند,ابتدا به بافت چوبی حمله می کنند و سرانجام در سراسر گیاه توسعه می بابد.که شامل شاخه ها و برگهای وابسته روی گیاه که آلوده می شوند با فوزاریوم که زرد وپژمرده می شوند. بعضی وقتها فقط یک شاخه یا یک طرف گیاه آلوده می شود,اثر آن ایجاد پرچم زرد می شود.گیاهان آلوده معمولا می میرند.آوندهای قهوهای تیره دچار رنگ پریدگی می شوند که به قسمت های بالایی ودور دست ساقه ادامه می یابد.علایم اغلب برای اولین در طی به اندازه طبیعی رسیدن میوه ظاهر می شود. نکاتی درمورد علت بیماری: علایم پژمردگی قارچ فوزاریوم وقارچ ورتيسيليوم (قارچ ناقص) مشابه هم هستند وممکن است لازم به کشت قارچ در آزمایشگاه برای شناسایی قطعی باشد.پژمردگی فوزاریومی می تواند به طور عمده بازده زمین را با زیاد شدن شیوع فوزاریوم کاهش دهد.قارچ ها برای سالهای زیادی درون خاک به صورت اسپورها زمستان گذرانی و زنده می مانند.مسافتهای طولانی به وسیله بذر؛ نشا کردن وخاک روی ماشینهای کشاورزی گسترش پیدا می کند.آب وهوای گرم مساعد این بیماری است. قارچ ها فقط گوجه فرنگی را آلوده می کنند اما در سه نژاد وجود دارند. نژاد(1) گسترده است ؛ نژاد(2) در دره Sacramento و در دره San Joaquinشمالی عمومی است ونژاد(3) در دره Sacramentoو در دره San Joaquinپخش می شود. مدیریت: استفاده از نژادهای مقاوم گوجه فرنگی. نژادهای مقاوم برای نژاد (1) عمومی هستند وبسیاری همچنین مقاوم به نژاد (2) تعداد کمی از نژادها مقاوم به همه سه نژادها هستند. بوسیله شستشوی وسایل مورد نیاز گسترش هجوم به خاک محدود کرد ازهجوم نماتدهای گره های ریشه باید اجتناب کرد زیرا نماتدها در تغذیه از گیاهان مقاوم می توانند نسبت به پژمردگی فوزاریومی پیروز شوند.چرخه بیرونی گوجه فرنگی برای چندین سال سطح اینوکلوم را کاهش می دهد؛اگرچه فوزاریوم زندگی طولانیتری دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:6  توسط محمد حسين  | 

Pomegranate

 

The Pomegranate (Punica granatum) is a fruit-bearing deciduous shrub

 or small tree growing to 5–8 m tall. The pomegranate is native from Iran 

to the Himalayas in northern India and has been cultivated and

 naturalized over the whole Mediterranean region including Armenia 

since ancient times. It is widely cultivated throughout Iran, India and the

drier parts of southeast Asia, Malaya, the East Indies and tropical Africa.

 The tree was introduced into California by Spanish settlers in 1769. In

the United States, it is grown for its fruits mainly in the drier parts of California and Arizona.

Foliage and fruit

The leaves are opposite or sub-opposite, glossy, narrow oblong, entire, 3

cm long and 2 cm broad. The flowers are bright red, 3 cm in diameter,

 with five petals (often more on cultivated plants). The fruit is between an

orange and a grapefruit in size, 7–12 cm in diameter with a rounded

hexagonal shape, and has thick reddish skin and around 600 seeds. [1] The

edible parts are the seeds and the red seed pulp surrounding them. There

are some cultivars which have been introduced that have a range of pulp

colours like purple.

The only other species in the genus Punica, Socotra Pomegranate (Punica

 protopunica), is endemic to the island of Socotra. It differs in having

pink (not red) flowers and smaller, less sweet fruit. Pomegranates are

drought tolerant, and can be grown in dry areas with either a

Mediterranean winter rainfall climate or in summer rainfall climates. In

wetter areas, they are prone to root decay from fungal diseases. They are

tolerant of moderate frost, down to about −10°C.

Etymology

The name "pomegranate" derives from Latin pomum ("apple") and

granatus ("seeded"). This has influenced the common name for

pomegranate in many languages (e.g. German Granatapfel, seeded

apple). The genus name Punica is named for the Phoenicians, who were

active in broadening its cultivation, partly for religious reasons;

consequently in classical Latin the fruit's name was malum punicum or

malum granatum, where "malum" was broadly applied to many apple-

like fruits. A separate, widespread root for "pomegranate" is the Egyptian

and Semitic rmn. Attested in Ancient Egyptian, in Hebrew rimmôn, and

in Arabic rummân, this root was brought by Arabic to a number of

languages, including Portuguese (romã)[2], and Kabyle rrumman and

Maltese "rumen".

According to the OED, the weapon grenade derived its name, attested in

1532, from the French name for the fruit, which is la grenade (from

which also comes the name applied to a kind of syrup, originally

pomegranate syrup, widely used in cocktails and grenadine).Even though

this fruit does not originate from China, one common nickname is

"Chinese apple"

Cultivation and uses

Pomegranate tree

The pomegranate originated from Persia (Iran) and has been cultivated in

Central Asia, Georgia, Armenia, Azerbaijan and the Mediterranean  

region for several millennia.[3]In Georgia, and Armenia to the east of the

Black Sea, there are wild pomegranate groves outside of ancient

abandoned settlements. The cultivation of the pomegranate has a long

history in Armenia; decayed remains of pomegranates dating back to

1000 BC have been found in the country.[4]

Carbonized pips and pieces of the peel of the fruit has been identified in

Early Bronze Age levels of Jericho, as well as Late Bronze Age levels of

Hala Sultan Tekke on Cyprus and Tiryns. A large, dry pomegranate was

found in the tomb of Djehuty, the butler of Queen Hatshepsut;

Mesopotamian cuneiform records mention pomegranates from the mid-

Third millennium BC onwards.[5] It is also extensively grown in

 South China and in Southeast Asia, whether originally spread along the

route of

the Silk Road or brought by sea traders.

The ancient city of Granada in Spain was renamed after the fruit during

the Moorish period. Spanish colonists later introduced the fruit to the

Caribbean and Latin America, but in the English colonies it was less at

home: "Don't use the pomegranate inhospitably, a stranger that has come

so far to pay his respects to thee" the English Quaker Peter Collinson 

wrote to the botanizing John Bartram in Philadelphia, 1762. "Plant it

against the side of thy house, nail it close to the wall. In this manner it

thrives wonderfully with us, and flowers beautifully, and bears fruit this

hot year. I have twenty-four on one tree... Doctor Fothergill says, of all

trees this is most salutiferous to mankind."[6] The pomegranate had been

introduced as an exotic to England the previous century, by

John Tradescant the elder, but the disappointment that it did not set fruit

there led to its repeated introduction to the American colonies, even New

England. It succeeded in the South: Bartram received a barrel of

pomegranates and oranges from a correspondent in

 Charleston, South Carolina, 1764. Thomas Jefferson planted pomegranates

at Monticello in 1771: he had them from George Wythe of Williamsburg.[7]

 

Health benefits

One pomegranate delivers 40% of an adult's daily vitamin C requirement.

It is also a rich source of folic acid and of antioxidants. Pomegranates are

high in polyphenols. The most abundant polyphenols in pomegranate are

hydrolysable tannins, particularly punicalagins, which have been shown

in many peer-reviewed research publications to be the antioxidant 

responsible for the free-radical scavenging ability of pomegranate juice.

Many food and dietary supplement makers have found the advantages of

using pomegranate extracts (which have no sugar, calories, or additives),

instead of the juice, as healthy ingredients in their products. Many

pomegranate extracts are essentially ellagic acid, which is largely a by-

product of the juice extraction process. Ellagic acid has only been shown

in published studies to absorb into the body when consumed as

ellagitannins such as punicalagins.[8]

In several human clinical trials, the juice of the pomegranate has been

found effective in reducing several heart risk factors, including

 LDL oxidation, macrophage oxidative status, and foam cell formation,

all of which are steps in atherosclerosis and heart disease. Tannins have

been identified as the primary components responsible for the reduction

of oxidative states which lead to these risk factors.[2] Pomegranate has

been shown to reduce systolic blood pressure by inhibiting serum

angiotension converting enzyme (ACE).[9]

Research suggests that pomegranate juice may be effective against

prostate cancer[10][11] and osteoarthritis.[12]

The juice can also be used as an antiseptic when applied to cuts[citation needed].

Researchers at the University of Wisconsin - Madison recently

discovered the potential benefits of pomegranate juice in stopping the

growth of lung cancer.

انار

 

مقدمه

 

انار(Punica granatum)، درختچه ی خزان پذیر میوه ده، یا درخت کوچکی می باشد که 5 الی 8 متر رشد می کند. انار، دراصل در ایران و هیمالیا در قسمت شمالی هند، تولید می شد و از زمانهای قدیم، سرتاسر نواحی مدیترانه ای، همچون ارمنستان، کشت و محیا می شد. این میوه به طور گسترده ای در سرتاسر ایران، هند، و بخشهای خشک و بی آب جنوب شرقی آسیا، مالایا، هند شرقی ( جزایر سند )، و نواحی گرمسیری آفریقا، کشت می شود. درخت انار، برای اولین بار در کالیفرنیا، در سال 1769، توسط مهاجران اسپانیایی مطرح شد. در ایالات متحده، این درخت، بخاطر میوه هایی که دارد، اساساً در بخش های خشک و بی آب کشت می شود.

 

میوه و شاخ و برگ

 

برگها، وارونه یا تحت المعکوس، صاف، دراز و باریک، یکپارچه،  دارای 7_3 سانتیمتر درازا و 2 سانتیمتر پهنا، می باشند. گلها قرمز روشن می باشند، 3 سانتیمتر ضخامت ، همراه با پنج گلبرگ می باشند(اغلب در گیاهان کشت شده، دارای گلبرگهای بیشتری می باشند). اندازه ی میوه، بین اندازه ی یک پرتقال و گریپ فروت می باشد، دارای ضخامتی بین 12_7 سانتیمتر می باشد، و شکل آن به صورت یک شش ضلعی کامل می باشد، و پوسته ی ضخیم سرخ مانند، و در حدود 600 دانه دارد. قسمت های خوراکی این میوه، دانه ها، و قسمتهای گوشتی قرمزی می باشد که دانه ها را احاطه کرده اند. ارقامی وجود دارند که این طور نشان می دهند که در قسمت گوشتی دارای طیفی از رنگها، همچون رنگ ارغوانی می باشند. انار  Socotra، (Punica protopunica)، یگانه گونه ی متفاوت در جنس Punica ، مختص جزایر سکوترا می باشد. فرق آن، در دارا بودن گلهای صورتی ( نه قرمز ) و کوچکتر، و میوه های با شیرینی کمتر، می باشد. درختان انار، مقاوم به خشکی و کم آبی می باشند، و می توانند در نواحی خشک و کم آب که دارای آب و هوایی با بارش زمستانی مدیترانه ای و یا آب و هوایی با بارش تابستانه می باشند، رشد کنند. در نواحی مرطوب تر، ریشه های آنها در معرض بیماریهای قارچی قرار خواهند گرفت، و پوسیده خواهند شد. آنها نسبت به سرمازدگی های ملایم، زیر تقریباً منفی 10درجه ی سانتیگراد، مقاوم می باشند.

 

علم اشتقاق لغات ( ریشه شناسی لغات )

 

نام اناربرگرفته از کلمه ی لاتین pomum (سیب) و granatus (دانه دار)، می باشد. این، نام مشترکی برای انار، در اکثر زبان ها ایجاد کرده است ( برای مثال در زبان آلمانی، Granatapfel ، سیب دانه دار ). نام جنس Punica، برای فنیقی هایی نام برده شده است که در پرورش گسترده ی آن که تا اندازه ای بخاطر دلایل مذهبی می باشد، فعال بودند. بالنتیجه، نام میوه در زبان لاتین باستان، malum punicum، یا malum granatum، بود؛ در جایی که malum، بطور گسترده ای برای اکثر میوه های به شکل سیب، به کار برده می شد. اصل یا ریشه ی همه جانبه و مجزا برای انار، مصری و سامی می باشد. Rmn در مصر باستان، rimmon در زبان عبری ( یهودی )، rumman در زبان عربی تصدیق شده است. این ریشه (rumman)، توسط زبان عربی، به شماری از زبانها همچون: زبان پرتقالی (roma)، و زبان بربری ( الجزایر و تونس ) rrumman، و زبان مالتی rumen، وارد شده است.

مطابق OED، نارنجک جنگ افزاری نام آنرا پدید آورد. در سال 1532، تثدیق شد که از نام فرانسوی میوه به نام la grenade، برگرفته شده است.( در نتیجه آنهایی که این نام را می رسانند، برای نوعی از شیره، معمولاً شیره ی انار، که در شربت و نوشابه ی انار مورد استفاده قرار می گیرند، به کار می روند.) هر چند این میوه از چین نشأت نمی گیرد، با وجود این، یکی از اسمهای مستعار متعارف، سیب چینی می باشد.

 

 

فواید میوه ی انار برای سلامتی انسانها

 

یک عدد میوه ی انار، 40 درصد از نیاز روزانه ی یک فرد بالغ به ویتامین C را بر آورده می کند. آن همچنین منبعی سرشار از فولیک اسید و آنتی اکسیدان ها می باشد. انار، پلی فنول زیادی دارد. یکی از پلی فنول ها که در انار بصورت وافر یافت می شوند، تانن های قابل هیدرولیز ، بویژه پونیکالاگین ها می باشند که در اکثر نشریات پژوهشی که مورد بررسی قرار گرفته اند، به صورت آنتی اکسیدانی که مسئول قابلیت جستجوی فاقد رادیکالی آب انار می باشند، ارائه شده است. سازندگان مکمل های مربوط به غذا و رژیم غذایی، فوایدی در استفاده از عصاره ی انار را ( که شامل شکر، کالری یا افزودنی نمی باشند ) به جای شربت انار، همچون عنصر سلامتی در فرآورده های آنها یافتند. اکثر عصاره های انار در اصل الاجیک اسید می باشند که تا حد زیادی یکی از فرآورده های تولید عصاره ی آب میوه می باشد. الاجیک اسید، تنها در بررسی های منتشر شده، ارائه شده است که داخل بدن انسان زمانی که به عنوان الاگیتانین همچون پونیکالاگین مصرف می شود، جذب می شود.

در آزمایشات بالینی انسانی مختلفی، شربت انار به عنوان یک عاملی می باشد که می تواند چندبن عامل خطرات قلبی را کاهش دهد؛ مثل : اکسیداسیون LDL، حالت اکسایشی ماکروفاژ، و تشکیل سلولهای اسفنجی ( جوش )، همه ی آنها، مراتبی در بیماریهای قلبی و تصلب شرایین می باشند. تانن ها به عنوان ترکیبات اولیه ی مسئول برای کاهش حالت اکسایشی می باشند که منجر به این عوامل زیان آور می شوند. انار اثبات شده که برای کاهش فشار خون سیستولی ( انقباض قلبی ) با جلوگیری از آنزیم تبدیل کننده ی سرم کشش لنفی، می باشد.

پژوهش های به عمل آمده اظهار می دارند که آب انار می تواند در برابر سرطان و ورم مفاصل مؤثر می باشد.

آب میوه می تواند همچنین به عنوان یک دوای ضد عفونی کننده، زمانی که برشی ایجاد می شود، به کار رود. محققان در دانشگاه ویسکونسین مدیسون، اخیراً فواید بالقوه ی آب انار را در متوقف کردن رشد سرطان ریه، یافته اند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:5  توسط محمد حسين  | 

کاشت برگ نو: برای کاشت گیاه برگ نو ابتدا باید محوطه مورد نظر را تا عمقی مناسب گود کرده سپس گیاه را از درون نایلونهای پوششی خارج کرده و گیاه را طوری در درون خاک قرار می دهیم که قسمتی از ساقه نیز زیر خاک بماند سپس کمی خاک کنار ریشه آن ریخته و گیاه بعدی را با فاصله تقریبا 15 سانتی متری از گیاه قبلی می کاریم . البته نحوه کاشت بصورت زیگزاگی است این هم برای زیباتر جلوه دادن کار است.باید در نظر داشت که مقدار خاکی که بر روی ریشه ریخته میشود کمی بیشتر از حد مورد نیاز باشد تا در هنگام آبیاری و نشست خاک مشکلی برای ما پدید نیاورد.لازم به توضیح است که گیاه برگ نو یک گیاه پرچین میباشد. 

  

چمن کاری : جهت کاشت چمن موارد زیر باید رعایت شود:ابتدا محوطه مورد نظر باید از هر گونه علفهای هرز پاکسازی شود .( علفهای هرز را بایستی از ریشه خارج کرد) با شن کش سطح مورد نظر را بایستی صاف و عاری از هر گونه  سنگ و پستی و بلندی کرد.زمین را با غلتک صاف کرده  تا بستر کاملا مشخص  شود.بذر ها باید بصورت نواری در روی بستر بطور یکنواخت پخش شوند. کود یا مالچ طوری بر روی بذرها پاشیده میشود که همه بذرها را بپوشاند.همچنین باید توجه داشت  که مالچ بطور مساوی و یکنواخت روی بذرها پاشیده شود . اگرچنانچه کود دامی بیش از اندازه باشد موجب سوزش بذرها خواهد شد و اگر کود دامی کم ریخته شود رطوبت کافی را برای رساندن به بذور را نخواهد داشت.

لازم به توضیح است که هنگام چمن کاری در فضاهای سبز اطراف گلها و درختان را بصورت نواری بذر پاشی می کنند تا از ریخته شدن بذور حول گیاه جلوگیری شود.

همچنین باید توجه داشت که بذرها بصورت یکنواخت و یکسان پاشیده شوند . هنگام پاشیدن بذر چمن از مخلوط چند رقم بذر استفاده می شود زیرا که بذرها از نظر مقاومت متفاوتند. چمن  تا زمان چمن زنی بار اول هر روز بطور مداوم باید آبیاری شود . ضمنا بذر چمن ورزشی یا  sport آغشته به قارچ کش بوده که این قارچ کش به رنگ صورتی است . همچنین باید اضافه نمود که در هر متر مربع زمین بهتر است حدود 50 گرم بذر پاشیده شود.

      

هرس :

هرس درختان و گیاهان به دوصورت هرس زمستانی و هرس تابستانی انجام می پذیرد.

هرس زمستانه در زمانی انجام میگیرد که گیاه یا درخت کاملا بی برگ است و هرس تابستانه از نیمه بهار تا آخر تابستان صورت میگیرد.

درخت سیب : از تیره Rosaseae ، مالوس پمیلا MALUS PUMILA :

درخت سیبی در صورت هرس نامناسب میوه های بسیار ریز خواهد داشت. نوع و رنگ سیب را از روی تنه درختان ما می توانیم تشخیص دهیم . تنه درختان سیب زرد کمی زرد رنگتر است . برگهای درخت سیب ساده و بدون بریدگی و کاملا مشخص و نسبتا چرمی هستند ، همچنین کناره ها در برگ سیب کنگره دار هستند . از نظر رنگ شاخه ای که تازه باشد از شاخه هایی که سالهای قبل رشد کرده اند متمایز هستند . در روی شاخه ها بخش هایی که میوه ده هستند به اصطلاح دانه دار ها میخچه یا سیخک می نامند . آثار دم میوه بر روی میخچه نشان دهنده تعداد برداشت میوه از درخت است . هر چه طول میخچه درازتر باشد برداشت میوه بیشتر بوده است و هر چه اندازه میخچه کوچک باشد نسبت به میخچه درازتر ارزش بیشتری دارد . میخچه از طریق جوانه انتهایی رشد میکند ، در اصطلاح به میخچه بزرگ و طویل لامبورد گفته می شود. درختانی که پر از میخچه باشند اسپور نامیده میشوند. هر چه تعداد سیخک بیشتر باشد ارزش میوه دهی درخت بیشتر است. شاخه ای که از حالت سیخک اولیه خارج شده است براندی نامیده میشود. با ارزشترین عنصر میوه ده در دانه دارها میخچه ها هستند همچنین میخچه ای دارای اهمیت بیشتری است که به تنه اصلی نزدیکتر است. بیشترین آسیب را به درخت سیب کرم سیب می رساند که در سیب تخم گذاری کرده و باعث از بین رفتن محصول می شود. اگر تنه درخت سوراخ سوراخ باشد معلوم می شود که درخت مورد حمله چوبخوار ها قرار گرفته است که شاخه ای را که آفت دارد باید بریده و سوزانده شود.

درخت گلابی : در مقایسه با درخت سیب میخچه گلابی بزرگتر از سیب است و جوانه های چوب نسبت به جوانه های گل کوچکترند. لازم به توضیح است که پوسته گلابی ترکهای زیادی دارد ولی پوسته تنه درخت سیب صاف است.

درخت آلبالو : در مقایسه با درخت گیلاس کوچکتر بوده و شاخه های درخت به حالت آویزان است که به این حالت ، حالت مجنون نیز می گویند. آلبالو و گیلاس بیشتر روی پوکی دومه ها میوه و گل می دهند. در گوجه قرمز پوکی دومه ها ریزتر است و برگها به رنگ قرمز دیده می شوند. خاردار بودن شاخه هر درخت نشان دهنده آن است که درخت وحشی است یا بعبارتی خودرو است.

نرک : شاخه هایی که رشد عمودی بیشتری دارند را نرک یا گورمان می گویند که هیچ گونه حالت میوه دهی ندارند و در این شاخه ها رشد رویشی به رشد زایشی غالب است.

برای اینکه بتوانیم نرکها را میوه ده بکنیم باید آنها را خم کرده و از طرف بیخ شاخه زخم ایجاد کنیم. نرک اجازه نمی دهد تا مواد غذایی به شاخه هایی که بطور افقی هستند برسد به همین جهت شاخه هایی که در کنار نرک هستند کمتر میوه میدهند.

درخت زردآلو : این درخت از ارمنستان ، قفقاز ، مناطق جنوبی شوروی و افغانستان منشا گرفته است. در درخت زردآلو پوکی دومه ها عنصر میوه ده هستند. جوانه های زردآلو نسبت به جوانه های سایر دانه دار ها کوچکتر است. برگهای انتهایی به رنگ قرمز دیده می شوند که یک مشخصه برای شناسایی این درخت است. شیفون در زردآلو کمتر دیده می شود.

همچنین درخت زردآلو به زخم خیلی حساس است که در صورت ایجاد کوچکترین زخم مورد حمله آفات قرار می گیرد. اگر چنانچه پوسته براحتی جدا شود یا اینکه تنه یک حالت پوکی داشته باشد درخت بیمار است. در مورد آبیاری درختان لازم به توضیح است که آبیاری به روش کرت بندی اولا به ریشه ها اجازه تنفس نمی دهد و ثانیا از طریق طوقه که با آب تماس مستقیم دارد درخت را بیمار می کند.

درخت گردو : گردو روی شاخه های دو ساله میوه میدهد بهمین جهت سرمای زیاد موجب کاهش میوه دهی می شود. فاصله دو درخت گردو از همدیگر حداقل باید 9 متر باشد. باید اضافه نمود که درخت گردو هرس چندانی نمی خواهد. بیماری مشهور گردو آنتراکتوز است که بیشتر دچار آن می شود که در این حالت برگها به شکل سوخته دیده می شوند.

ما میتوانیم با هرس مناسب اجازه دهیم تا نور به قسمتهای درونی درخت وارد شده و میوه دهی افزایش یابد که هر چه میوه دهی در قسمت پائین درخت بیشتر باشد درخت با ارزش تر است. در موقع هرس جوانه رو به بیرون حفظ می شود و جوانه داخلی هرس می گردد مگر اینکه نور به حد کافی برسد.

اگر درخت به حال خود رها شود قسمتهای میانی درخت بعلت ناکافی بودن نور خورشید از میوه دهی می افتند اما  قسمتهای انتهایی و بالایی  درخت میوه ده میشوند که چندان ارزشی را ندارد بهمین خاطر است که فاصله یک درخت بزرگ مانند گردو از درخت سیب از نظر سایه اندازی باید 9 متر باشد.

بازوی خشک درخت را بصورت دو زمانه می برند یعنی یک برش کوچک را از پائین بازو و یک برش را از بالای بازو می دهند.                      

هرس زمستانه در درختهای جوان به منظور فرم دهی انجام می گیرد.

هرس شلجمی : این شکل بیشتر در میوه کاری و برای محدود کردن ارتفاع درخت و گسترده نمودن تاج ( در درختانی مانند گلابی، سیب، زردآلو، گردو، بادام، پسته، خرمالو، آلو و... ) به کار می رود. در این روش ، پس از آنکه نهال ترکه ای در زمین شد، سر آن را در فاصله ای حدود 115-120 سانتی متری زمین قطع می سازند. در سال بعد تولید تعدادی شاخه های فرعی می کند که در زمستان تعدادی از آنها را که از رشد چند  جوانه بالایی حاصل شده و زاویه بسته و رشد عمودی دارند، حذف و از بقیه 2 تا 5 شاخه را که با تنه زاویه نزدیک به عمودی داشته و در اطراف تنه اصلی واقع شده و با یکدیگر 30-20 سانتی متر فاصله عمودی داشته باشند و به عنوان شاخه های اصلی درخت آینده گزینش و بقیه را از ته قطع می کنند. این طرز هرس باعث میشود که درخت در تمام جوانب خود دارای شاخه های قوی بشود و شاخه ها بتوانند محصول زیادی تولید کرده و در برابر وزن آن و نیز فشارهای خارجی به راحتی مقاومت کنند.

هرس جامی :این شکل از نظر طرز هرس بسیار شبیه هرس شلجمی است، با این تفاوت که در هنگام گزینش شاخه های اصلی، فاصله عمودی آنها با یکدیگر کمتر و حدود 15-10 سانتی متر در نظر گرفته می شود. چنین شاخه هایی، پس از اینکه رشد کردند و قطور شدند، فاصله های میانی را پر خواهند کرد و چنین به نظر خواهد آمد که همگی از انتهای تنه منشعب شده اند. شکل جامی بیشتر برای هلو و آلوی ژاپنی و گهگاه برای برخی از گونه های سیب و بادام بکار میرود. مزیت این شکل، باز بودن قسمت مرکزی تاج و نفوذ نور کافی به داخل آن می باشد. مهمترین عیب این شکل این است که محل اتصال شاخه های اصلی به تنه، بدلیل تراکم آنها به نسبت ضعیف است و همیشه این خطر وجود دارد که در اثر وزن میوه و فشار ناشی از برف و یخ زمستانه تنه یک یا چند شکاف از وسط بردارد و درخت از بین برود. عیب دیگر این شکل این است که حتی در درختان مثل هلو که حتی برای تربیت به شکلهای هرمی و شلجمی مناسب نیستند.

برگ ریزان زودرس یک نوع از علائم حمله آفات به درخت است ، درختی که بار دهی را از دست داده و تنه آن سوراخ سوراخ شده است مورد حمله چوبخوارها قرار گرفته ، پس باید بریده و سوزانده شود تا به درختان دیگر سرایت نکند.

ضمنا باید توجه داشته باشیم که زمانیکه قیچی به درخت آلوده ای زده شد برای استفاده مجدد از قیچی برای درختان دیگر باید ضد عفونی شود.( البته با الکل )

 

آشنایی با وسایل، ابزار آلات و تاسیسات مورد نیاز در باغبانی :

 

پشته ساز یا مرز ساز: وسیله ای است که برای ایجاد پشته یا مرز مورد استفاده قرار می گیرد.

بیل : در موارد خاصی برای شخم زدن و بیل زدن مورد استفاده قرار می گیرد.

چمن زن : جهت چمن زنی مورد استفاده قرار میگیرد و دارای دو نوع موتوری و دستی می باشد.                      

چمن زن موتوری : این دستگاه از قسمتهای مختلفی تشکیل میشود که عبارتند از موتور، هندل، گاز ثابت، گاز متحرک، روغن و در قسمتهای زیری دارای دو تیغه و بخش تنظیم ارتفاع تیغه ها و همچنین کیسه جمع آوری کننده چمن میباشد. لازم به توضیح است که در اولین بار چمن زنی یا بعبارتی سرزنی ارتفاع تیغه ها در بالاترین حالت خود قرار می گیرد.      

چمن زن دستی : تیغه ها بصورت مارپیچ هستند و با حرکت دستگاه تیغه ها نیز به حرکت درآمده و عمل چمن زنی صورت می گیرد.

چاقوی پیوند زنی : ازاین چاقو در هنگام پیوند زنی برای جدا کردن پوست از بخش چوبی مورد استفاده قرار میگیرد. این چاقو باید دور از رطوبت نگهداری شود.

قیچی دسته بلند باغبانی : این قیچی جهت هرس پرچین ها و درختچه ها مورد استفاده قرار می گیرد.

اره : که دارای دندانه های دو طرفه است و برای بریدن شاخه های خشک ( شاخه هایی با قطر زیاد ) مورد استفاده قرار می گیرد.

قیچی باغبانی ( دسته کوتاه ): دارای دسته هایی کوتاهتر است و برای هرس درختان میوه، شاخه های نازک و گلها مورد استفاده قرار میگیرد. این قیچی دارای یک تیغ متحرک و یک تیغ ثابت است که تیغ ثابت آن بعنوان تکیه گاه عمل می کند.

کلنگ : در مواردی برای باز کردن شیار جهت بذر پاشی مورد استفاده قرار میگیرد.

شن کش : تسطیح سازی و جمع آوری قلوه سنگها و مواد زائد از روی بستر و بعضی اوقات جهت هوادهی به خاکهای سنگین استفاده می شود.

داس : برای برداشتهای مختلف و همچنین قطع ساقه های علفی استفاده میشود.

زیر گلدانی : نگهداری آب زهکشی شده گیاه وظیفه زیر گلدانی است. در گیاهانی مانند نخل مرداب که نیاز به رطوبت دارند از زیر گلدانی استفاده میشود تا با استفاده از فیتیله ، آب زهکشی شده را دوباره به ریشه گیاه بازگردانند و همواره اطراف ریشه گیاه مرطوب باشد.

سم پاش : سم پاش را هم با توجه به مساحت باغ از دو نوع دستی و پشتی استفاده میکنند.

 سم پاش دستی دارای یک مخزن کوچک است که دارای یک پمپ هوا جهت اختلاط آب و مواد شیمیایی است.

سم پاش پشتی مخزن بزرگتری نسبت به سم پاش دستی دارد و اهرمی نیز جهت پمپاژ هوا به داخل مخزن دارد.

بخش انتهائی و نازک سم پاش را نازل یا سرلانس میگویند که مواد شیمیایی از آنجا به صورت اتمیزه و پودری خارج می شود.

 فرغون : جهت حمل وسائل و ابزار و... مورد استفاده قار می گیرد.

گلدانها : سه نوع گلدان بنامهای گلدان سفالی و پلاستیکی و جیفی پات وجود دارد.

گلدان سفالی : این گلدان از خاک رس ساخته شده است و حسنی که دارد این است که این گلدان رطوبت را پس میدهد. در این نوع گلدانها قاعده پائین از قاعده بالا کوچکتر بوده و این حالت باعث میشود که ریشه به حالت مخروطی رشد کند. این گلدان دارای یک زهکش است .

گلدان پلاستیکی : این گلدانها دارای رنگهای مختلفی بوده و از جنس پلاستیک هستند. این گلدانها بر خلاف گلدانهای سفالی زهکشهای متعددی دارند. تقریبا قاعده بالائی این گلدانها با قاعده پائینی برابر است. این نوع گلدانها آّب پس نمی دهند و رشد ریشه در این نوع گلدانها منظم است.

گلدان جیفی پات :  این گلدانها دارای قطر دهانه 5 تا 10 سانتی متر بوده ، به شکل گرد یا چهارگوش می باشند. جنس آنها از پیت، فیبر و چوب است که گاهی مقداری کود شیمیایی نیز به آنها اضافه شده است. از ویژگی های این گلدانها پوسیدگی هنگام در خاک قرار گرفتن می باشد، بنابراین ممکن است بذرهایی را که انتقال آنها مشکل است در یک محیط گرم پیش رس کرده سپس با گلدان در خاک قرار داد. نوعی از این گلدانها به شکل قرص ساخته شده که پس از آنکه در آب قرار میگیرد متورم شده به گلدانی پر از آمیخته خاکی تبدیل میشود و برای کاشت بذرهای بسیار ریز مناسب است.

گلخانه :

گلخانه ها شکل و فرمهای مختلفی را دارند که عبارتند از : گلخانه های یک طرفه، گلخانه های دو طرفه، گلخانه های نیمه دوطرفه.

گلخانه دانشگاه یک گلخانه یک طرفه است یعنی به یک طرف شیب دارد که شیب آن روبه جنوب است. یک طرف این گلخانه آجری و طرف دیگر آن حداقل 80 سانتیمتر آجر و بقیه شیشه است. ارتفاع دیوار آجری حداقل 3-5/2 متر میباشد.

عیب این گلخانه ها در زنگ زدن نوع آهنی آنهاست.

در این گلخانه ها شیشه ها نبایستی قطور باشند زیرا که بعنوان عدسی عمل کرده و باعث سوزش گیاه می شوند.

اندازه سکوهای موجود بطول 2 متر، عرض 20/1 متر و ارتفاع 80 سانتی متر می باشد.

لازم به توضیح است که امتداد گلخانه ها برعکس شیب آنهاست.

 

کاشت بذر ریحان داخل گلدان :

ریحان از خانواده نعناعیان بوده و گیاهی است یکساله که پس از رشد ارتفاع آن به 40 الی 60 سانتی متر می رسد. از نظر اندازه و شکل برگ، انواع مختلفی دارد. ساقه آن چهار گوش بوده و حاوی آنتوسیانین است که برنگ بنفش دیده می شود.

ریحان یک نوع گیاه دارویی است و لینالول مهمترین ماده ای است که دراسانس ریحان یافت می شود.

برای کاشت ریحان ابتدا باید بذرها را ضدعفونی کرد ، برای این کار ابتدا با الکل %70 بمدت 3-2 دقیقه شست و شوی سطحی داده و با آب مقطر شستشوی داده و به آب ژاول (  Hclo  ) یا هیپوکلریدسدیم انتقال می دهیم و بعد از 15 دقیقه بذر ها را کاشت می کنیم.

آماده کردن گلدانها جهت کاشت بذرها :

ابتدا روی زهکشهای گلدان را می پوشانیم ( با استفاده از سفالهای شکسته ) و بعد حدود 5 سانتی متر از سبوس یا قلوه سنگ جهت زهکشی گلدان استفاده می کنیم. سبوس باعث سبک بودن گلدان می شود . بر روی سبوس خاک مرغوب از نوع لوم شنی میریزیم که بافت نرم و ریزی دارد که نسبت آن، یک نسبت ماسه شسته و یک نسبت خاک باغچه است. بعد از ریختن خاکها روی آن را صاف می کنیم.

برای کاشت بهتر بذرها بهتر است ابتدا خاک را آبیاری کنیم و بعد بذرها را همانند بذر چمن روی لایه مرطوب بپاشیم که به این روش نم کاری می گویند.

بعد از پاشیدن بذرها روی آنها مالچ سبک و نفوذپذیر نسبت به هوا می ریزیم. همچنین میتوان از هوموس نیز استفاده نمود که حاوی 10 درصد سبوس، 5 درصد کود آلی، 3 درصد مواد ضدعفونی کننده، 30 درصد خاک جنگلی، 15 درصد ماسه ریز، 15 درصد خاک برگ، 15 درصدخاک چای می باشد.

لازم به توضیح است که جهت تهیه الکل 70 درصد از روی الکل 96 درصد ابتدا 70 سی سی الکل ریخته و روی آن 27 سی سی آب میریزیم که نتیجه آن الکل 70 درصد می باشد. 

هرس درختچه رز :

درخچه رز درختچه ای زینتی است و از هیبریدهای مربوط به آن میتوان به پاکوتاه و پابلند اشاره کرد. این درختچه از خانواده Rosaceae بوده و گلهای آن دوجنسه هستند و گلهای آنها رنگهای مختلفی را دارند.

اطلاعات اولیه در هرس رز :

میوه در رز بصورت فندقه مجتمع است که حاوی هیپها یا بذرهایی که بصورت فندقه هستند. ما نباید اجازه دهیم تا درختچه به مرحله بذر برودزیرا که از انرژی گیاه کاسته شده و موجب میشود تا گیاه در سالهای آینده رشد کافی نداشته باشد.

درختچه رز حساسیت بسیار بالایی به علفهای هرز دارد بهمین جهت در اوایل فصل رشد در اطراف درختچه بیل زنی صورت میگیرد بطوریکه به ریشه گیاه آسیبی نرسد. در آخر دوره گلدهی نیز تمیز کردن اطراف درختچه انجام میشود.

افزودنی است که در درختچه رز هم نرکها به گل منتهی میشوند.

هرس در دو زمان صورت میگیرد( بستگی به مکان دارد ) : 1) اوایل و قبل از اواسط پائیز. 2) اوایل بهار.

در مناطق کوهستانی بعلت سرمای شدید زمستان هرس پائیزه صورت نمی گیرد زیرا در اینصورت سایر قسمتهای گیاه در اثر سرما از بین می روند بنابراین فقط هرس بهاره انجام می گیرد.

هرسی که ما انجام می دهیم از نوع تمیز کاری است یعنی حذف گلهای پیر و اضافی و همچنین هرس میوه .

با توجه به تعداد جوانه هایی که روی درختچه پخش شده اند ما دو نوع هرس میتوانیم انجام بدهیم :

الف) هرس شدید : در صورتی که تعداد جوانه ها کم باشد از هرس شدید استفاده میکنیم تا در سال آینده گلدهی افزایش یابد.

باید توجه داشت که درختچه رز در انتهای شاخه های سال جاری گل می دهد.

ب ) هرس متعادل : در صورتی که تعداد جوانه ها زیاد باشد این نوع هرس را اعمال میکنیم. جوانه ها بصورت رویشی و زایشی بوده و تنه پوشیده از خار است که این خارها منشا اپیدرمی دارند.

در موقع هرس جوانه های روبه بیرون حفظ شده و جوانه های داخلی را حذف می کنیم تا هم از ازدحام میانی گیاه بکاهیم و هم عوامل بیماری زا به حداقل برسند.

برای هرس رز باید اطراف طوقه را تمیز کینم تا بیماریها به سبب سایه اندازی شیوع نیابند. اگر چمن کنار رز کاشته شود، بعلت اینکه چمن آب بیشتری را جذب میکند و درختچه رز آب کمتر جذب می کند در نتیجه درختچه به تدریج از بین میرود به همین جهت آبیاری باید از پای درختچه صورت گیرد.

بهترین زمان آبیاری درختچه رز در اوایل صبح و نزدیک به غروب خورشید است.

حذف گلها بهتر است از روی برگهای 5 برگچه ای صورت گیرد زیرا جوانه ای که روی برگ 3 برگچه ای است بهتر رشد نمی کند. هرس باید درست از روی جوانه بصورت شیب دار صورت گیرد تا آب و برف روی آن نماند و موجب شیوع بیماری نگردد.

شاخه ای را که برگ ندارد بهتر است از محل جوانه مناسب هرس کرد.

در اوایل فصل بهار بعد از هرس بهتر است بیل زنی کم عمق صورت گرفته و کود های آهن و ازت به درختچه داده شود.

ایجاد خزانه برای کاشت بذر درخت هسته دار زردآلو Pronous Armenica

برای کاشت بذر درختان معتدله دو روش مختلف امکان پذیر است :

1) کاشت در داخل گلدان به منظور برطرف نمودن نیاز سرمایی بذرها می باشد.

گفته میشود که بذر درختان هسته دار و دانه دار برای شروع به رشد و رفع خواب فیزیولوژیکی نیاز دارند که بمدت 3 الی 4 ماه در حضور دمای 1 الی 7 درجه سانتیگراد در کنار رطوبت قرار بگیرند تا ضمن اینکه خواب فیزیولوژیکی آنها برطرف می شود بتوانند بخوبی جوانه هایشان شکفته شده و ساقه چه و ریشه چه از داخل بذر بیرون آید . در روش گلدانی در داخل یک گلدان و در کف گلدان شن درشت می ریزیم و آن را به ارتفاع 5 سانتی متری می رسانیم سپس بر روی آن به اندازه 5 سانتی متر ماسه شسته اضافه میکنیم و بر روی این لایه ماسه ای بذر های مربوط به درخت هسته دار را بطور مرتب کنار همدیگر می چینیم و در ادامه بر روی آنها ماسه ریخته و این کار را ادامه می دهیم تا در نهایت انتهایی ترین لایه ما به لایه ماسه ای ختم می شود که به این روش برطرف نمودن نیاز سرمایی از طریق چینه سرمایی می گویند.

بعد از این گلدان رابخاطر نیازش به رطوبت آبیاری کرده و در دمای 1 الی 7 درجه سانتی گراد قرار می دهیم. به این ترتیب بعد از 4-3 ماه میتوانیم بذرها را بکاریم، با توجه به اینکه خواب فیزیولوژیکی آنها از بین رفته است و آماده جوانه زنی هستند، البته باید ذکر کرد که تا آماده شدن دمای بیرون برای کاشت بایستی اقدام به نگهداری این بذرها در داخل گلدان بکنیم. پس از کاشت بذرها در خزانه اولیه نسبت به تقویت بذرهای رشد کرده اقدام می کنیم تا اینکه در سالهای بعد پس از رشد کافی بذرها و ایجاد ساقه بتوانیم عمل پیوند را اجرا کنیم.

2) روش کاشت بذر در خزانه هوای آزاد در فصل پائیز : در این شرایط در فصل پائیز پس از آماده نمودن خاک خزانه طبق مراحلی که اشاره شد ( شخم زدن، پخش کود، تسطیح یا صاف کردن و... ) میتوانیم در ردیفهایی به فواصل 60 سانتی متر از همدیگر و در روی ردیفهایی به فاصله 20-15 سانتی متر اقدام به کاشت هسته دارها بکنیم. به این ترتیب بذر با زمستان گذرانی در داخل خاک و برطرف شدن خواب فیزیولوژیکی آن در بهار سال آینده قادر به جوانه زنی در خزانه شماره 1 خواهد بود، ادامه کار مانند روش اول تعقیب خواهد شد.

لازم به ذکر است که در خزانه شماره 1 فاصله بین بذرها کمتر بوده و پس از رویش بذر در سال دوم در خزانه شماره 2 می توانیم فاصله بین آنها را افزایش دهیم و کارهایی از جمله پیوند زنی را در روی ساقه های ایجاد شده انجام دهیم.

سله شکنی خاک رسی برای کاشت زعفران :

گیاه زعفران جزو گیاهان پیازی است و پیاز آن از نوع تو پر یا کورم است. این گیاه بصورت نسبی مقاوم به سرما است چون عمق کاشتی که برای زعفران در نظر میگیریم نسبتا عمیق است تا سرمای زمستان اثرنکند. مهمترین قسمت برداشت، بخش گل گیاه است و از نظر اقتصادی بخش کلاله ارزش بالایی دارد.

پیازهایی که کاشته می شوند پس از رسیدن به قطر مطلوب قادر به گلدهی میشوند ولی پیازچه های کناری آن تا زمانی که به قطر مطلوب نرسیده اند قادر به گلدهی نخواهند بود، مهمترین مسئله، مسئله جابجایی پیازها برای تکثیر یا کاشت در محل دیگر است که معمولا در فصل پائیز صورت میگیرد و گلدهی در اواسط پائیز صورت می گیرد.

از مسائل مهم در رابطه با کاشت این است که خاک در نظر گرفته شده برای کاشت در حد امکان بایستی سبک باشد ( برای اکثریت گیاهان پیازی ).

سبک کردن خاک میتواند از طریق اضافه نمودن کودهای دامی مثل کود کود گاوی پوسیده، مناسب باشد. ولی از ماسه در حد کمی میتوان استفاده کرد بعلت اینکه ماسه زهکشی زیادی نسبت به کود دامی دارد و امکان نگهداری آب را در اطراف ریشه پیاز مشکل تر می کند.

در کاشتی که ما انجام داده ایم، کاشت به موقع صورت گرفته تا اینکه ریشه دهی در روی پیازها صورت بگیرد و در مراحل نهایی اقدام به گرفتن گل می کنیم.

در اینجا مشکل ما بیش از حد رسی بودن خاک است که کود دامی کمی اضافه شده و نتوانسته نرمی مطلوب را به خاک بدهد از طرف دیگر با توجه به اینکه آبیاری بیشتر برای نرمی خاک در این نوع خاک بیشتر باعث چسبندگی خاک شده و خاک را سفت تر خواهد کرد. تنها راه چاره این است که با استفاده از بیلچه خاک سطحی اطراف پیازچه ها را در حد مطلوب نرم کنیم و با ضربه های ملایم باعث شکسته شدن قطعات بزرگ خاک بشویم تا به این ترتیب براحتی جوانه ها در داخل خاک رشد کرده و در هفته های بعدی نزدیک به اواسط آبان ماه امکان برداشت گل در پیازچه هایی که به حد مطلوب رشد رسیده اند باشد.

کاشت قلمه پوتوس، حسن یوسف و نازنازی

برای تهیه کردن بستر مناسب نسبتهای مساوی از خاک زراعی، ماسه،کود دامی و خاک برگ را با هم مخلوط می کنیم . سپس برای پر کردن گلدان ابتدا حدود 5 سانتی متر سنگریزه یا لایه شن و ماسه که زهکش خوبی هستند می ریزیم بعد حدود یک سوم خاک به آن اضافه می کنیم به نحوی که قسمت بالای آن بصورت محدب باشد.

قلمه را روی آن قرار داده و با خاک پر می کنیم . نکته قابل توجه اینکه سیستم ریشه را بدون قطع شدگی در داخل خاک قرار می دهیم یعنی ریشه را هر طور که در میاوریم داخل گلدان قرار می دهیم.

بستر مناسب برای کاکتوس بستر شنی است و بستر مناسب برای دیفن باخیا شن و ماسه است.

نحوه کاشت بذر ریز :

بعد از تهیه بستر خاک را فشرده می کنیم و بذرها را بصورت خیلی ظریف روی بستر می پاشیم و بصورت آبپاشی آبیاری می کنیم.

نحوه درست کردن بستر :

حدود نیم تا یک بیلچه سبوس ریخته و روی آن هوموس و رس می ریزیم و سطح آن را صاف و متراکم می کنیم.

بذرهای گل ناز و اطلسی خیلی ریز هستند که ما 90 عدد از بذرها را شمرده و روی بستر می پاشیم.

 

قلمه :

بخشی از قسمتهای رویشی گیاه که برای ازدیاد استفاده میشود قلمه است که بسته به نوع گیاه میتواند ریشه، برگ، ساقه و ... باشد.

قلمه ریشه : در این نوع قسمتی از ریشه را برداشته و در محیط ریشه زایی قرار میدهیم . اگر قلمه ریشه موئین باشد بصورت افقی میکاریم ( می خوابانیم ) البته در عمق 2 سانتی متری.

اگر ریشه ضخیم باشد قسمت نزدیک طوقه را نزدیک لایه خاک بصورت عمودی قرار می دهیم.

قلمه برگ : بسته به نوع گیاه تقسیم  بندی می شود بطور مثال در گیاه سانسوریا برگ را به قطعات 5 سانتی متری بریده و داخل محیط ریشه زایی قرار می دهیم .

در بنفشه آفریقایی و بگونیا در محل رگبرگهای برگ خراش کوچکی داده و قسمت خراش داده شده را با گیره از روی دمبرگ به خاک می چسبانیم.

قلمه ساقه : که به انواع قلمه ساقه چوب سخت، ساقه نیمه سخت و ساقه چوب نرم تقسیم می شود.

قلمه ساقه چوب سخت در انجیر و مو : از چوبی که سال جاری آن تمام شده برداشته و استفاده میکنیم. مزیتی که دارد این است که خیلی مقاوم به شرایط محیطی است و زیاد مراقبت نمی خواهد اما خیلی سخت ریشه می دهد.

قلمه ساقه چوب نیمه سخت در زیتون : بعد از تهیه قلمه و قرار دادن آن در محیط از سیستم مه پاشی استفاده می کنیم.

قلمه ساقه چوب نرم : این نوع قلمه را بصورت انتهایی میگیرند و در گیاهانی که رشد علفی دارند از قسمت انتهایی 7 الی 8 سانتی متر قلمه میگیرند. در این نوع از دست دادن آب بسیار زیاد است و مراقبت زیادی را می طلبد، اما سهل ریشه زا هستند مانند شمعدانی، حسن یوسف و داوودی و ...

محل ریشه زایی

عوامل خاکی : ماسه از بهترین محیطهای ریشه زایی است که هر چه سطح مقطع ماسه تیزتر باشد ریشه زمخت و شکننده تر خواهد بود.

پرلیت : مزیتی که دارد این است که هوا را بیشتر در اختیار ریشه قرار می دهد و ریشه ها موئین و انعطاف پذیر می شوند.

خزه اسفاگنوم یا پیت : هم رطوبت را بیشتر نگه می دارد و هم اینکه ریشه ها موئین و انعطاف پذیر می شوند.

پیوند :

پیوند عبارت است از متصل کردن دو گیاه به همدیگر بطوریکه گیاه قرار گرفته در بالای پیوند گاه را پیوندک و قسمت پائینی پیونگاه را پایه می نامند.

معمولا عمل پیوندزنی در اواخر شهریور و یا اوایل پائیز صورت می گیرد به این دلیل که در این موقع پوست گیاه به سهولت از چوب جدا می شود.

پیوند شکمی :

برای انجام چنین پیوندی ابتدا پایه متناسب با پیوندک را انتخاب کرده و در پوست پایه بوسیله چاقوی پیوند برشی به شکل T ایجاد می کنیم . سپس پیوندک را که شامل قسمتی از ساقه همراه با دمبرگ و جوانه است انتخاب کرده و در برش ایجاد شده در پایه قرار می دهیم ( باید توجه داشت که پیوندک انتخاب شده هم اندازه برش ایجاد شده در پایه باشد ).

بعد از مراحل فوق کاملا سطح برش را با طناب می بندیم بطوریکه فقط جوانه مشاهده شود. بعد از چند روز اگر دمبرگ از جوانه جدا شد اطمینان پیدا میکنیم که پیوند گرفته است ولی اگر دمبرگ همراه جوانه باقی ماند نتیجه می گیریم که پیوند پس زده شده است .

نام عملیات: پیوند اسکنه                                                     

این نوع پیوند به صورت سرشاخه کاری( یعنی شاخه هایی که از تنه یا بازوی اصلی منشعب می شوند)انجام می پذیردپیوندکپیوندک درهنگام استراحت گیاه از شاخه های یکساله گرفته می شود.

پیوندک ها شاخه هایی هستند که3الی4جوانه دارند به صورتی که هنوز شروع به رشد نکرده اند یا متورم نشده اند برای این کار در اواخر پاییزیا اوایل زمستان پیوندکهایی را به قطرcm 25-20انتخاب کرده وبه تعداد سرشاخه کاری ها در داخل شن ودر فضای آزاد قرار می دهیم  تا از متورم شدن جوانه هابا قرار گرفتن درسرماوبا توجه به اصل پدیده ورنالیزاسیون جلوگیری کنیم  

این نوع پیوندرا اوایل بهار را انجام می دهیم ودرآن قسمت انتهایی پیوندک را به شکل گاوه ای برش می دهیم (به صورتی که برش ها یا سطح مقطع ها به هم نزدیک شوند)ویک شکاف عموددرپایه ایجاد طوری که از قسمت مرکز چوب عبور کندو پیوندک را طوری در یک طرف شکاف قرار می دهیم که لایه زاینده پیوندک و پایه روی هم قرار گیردوباید توجه داشت چون اندازه لایه زاینده در پایه دومیلیمترودر پیوندک یک میلیمتر با توجه به ضخامت 6برابری پایه نسبت به پیوندک بنابراین پیوندک به نسبت کم به طرف داخل قرار می گیرد تا لایه زاینده پیوندک و پایه روی هم قرار گیرد سپس وسیله میخ سطح تماس پایه و پیوندک را به هم بیشتر می کنیم ودر آخر بوسیله چسب پیوند درزهای موجود را می پوشانیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:3  توسط محمد حسين  | 

 

Apple Fruit Thinning

 I. Introduction Under most conditions, apple trees will set more fruit than needed for a full crop. Most apple cultivars will retain this heavy set of fruit throughout the growing season resulting in small, poorly colored, low quality fruit. Thinning is the removal of a portion of the crop before it matures on the tree to increase the marketability of the remaining fruit and to reduce the biennial bearing tendency of the tree. HISTORY In the early 1900's, growers and researchers searched for ways to break the biennial bearing habit that most apple varieties possess. Applications of nitrogenous manures along with different pruning techniques were tried with little success. For a while, thrip infestations were thought to disrupt the physiological balance of the trees and cause alternate cropping. Many growers just accepted the biennial bearing phenomena and tried to get one half of their trees of each cultivar into heavy bearing. Russel and Pickering (1919) were the first to recognize that the biennial bearing habit of apples could be controlled if flowers were removed at bloom time (Faust, 1989). During the 1920's, blossoms were thinned with small hand scissors and other small tools to ease the hand labor requirement (Edgerton, 1973). Folger in 1921 reported, "Once a grower has carefully thinned his fruit for a few years, he needs no further proof of the fact that this is one of the most important and profitable of all orchard operations". It became apparent that thinning not only promoted annual bearing, but also increased fruit size and color, increased tree vigor, and reduced limb breakage and winter injury. Because of these added benefits, thinning practices became more common but still remained expensive. Bagenal et al. (1925) recognized that lime sulfur sprays used for controlling pests also induced fruit drop. In the early 1930's, Auchter and Roberts were trying to find a chemical that would entirely defruit apple trees that would not pay their way (Childers, 1983). After this initial venture in total crop removal, emphasis shifted toward finding spray materials that would remove a portion of the fruit leaving enough to produce a full crop and ensure adequate return bloom for the following season. Auchter and Roberts found a tar distillate chemical that burned flowers but caused some injury to vegetative tissues. In 1940, the first commercial bloom thinner was introduced, sodium dinitro cresylate (DNOC) and related dinitro compounds. In 1941, Burkholder and McCown reported success using the hormone type materials, particularly naphthaleneacetic acid (NAA) and naphthaleneacetamide (NAD or NAAm) (Faust, 1989). NAA was used originally to delay pre harvest drop in orchards and was later found to be an effective thinner. Considerable attention was given to the timing of NAA sprays and excellent thinning results were obtained when sprays were applied as late as 2 to 3 weeks after bloom. In 1958, a new insecticide,Carbaryl (Sevin), was tested on apples. The first application was generally made 10 to 21 days after full bloom which resulted in reduced fruit set (Williams, Edgerton, 1981). After several experiments, Sevin was found to be another highly effective post bloom thinner. Another chemical, ethephon, was added to the arsenal in the late 1960's. Ethephon is generally used late in the thinning season when prior thinning applications have not worked. Vydate and Accel are two more recent post bloom chemical thinners that are now available to include in a chemical thinning scheme. Post bloom thinners have become popular in part because the risk of spring frosts is reduced. Growers now have a number of thinning materials of which to choose from. Often, two or more chemical thinners are combined to increase thinning strength on hard to thin cultivars. Also surfactants and oil can be added to chemical thinners in some circumstances to enhance thinning. Occasionally hand thinning is still used to touch up chemical thinning applications especially on the more valuable fresh market cultivars. II. Thinning Factors Every thinning situation is unique. Blocks of trees are different, varieties are different and every year is different. The causes of variation in response to chemical thinners is not well understood

مقدمه

 

در بیشتر مواقع، درختان سیب، میوه های زیاد از حد مورد نیازی را برای یک محصول مهیا می کنند. اکثر ارقام سیبی، این آمایه ی سنگین میوه را سرتاسر فصل رشدی که میوه های کوچک ، کم رنگ و کم کیفیتی را ایجاد می کند، ابقا خواهند کرد. رقیق گردانی یا تنک کردن، حذف بخشی از محصول، قبل از رشد آن درخت است تا قابلیت عرضه به بازار میوه های باقیمانده را افزایش دهد و گرایش دو ساله شدن درخت را کاهش دهد.

 

تاریخچه

 

در اوایل دهه ی 1900 ، عمل آورندگان و محققان در جستجوی راهکارهایی بودند تا عادت دوساله شدن را که اکثر انواع سیب ها آن را دارا می باشند، بشکنند. استعمال کودهای کشاورزی نیتروژن دار، همراه با اصول سر شاخه زنی متفاوت، با موفقیت کمتری مورد آزمایش قرار گرفته است. برای مدتی تصور می شد که هجوم تریپ ها، تراز فیزیولوژیکی درختان را از بین ببرد و باعث محصول دهی یک در میان شود. اکثر عمل آورندگان، فقط پدیده ی حالت دو ساله شدن را قبول دارند و سعی دارند تا درختان از همه رقمشان را به تحمل سنگینی و اوضاع سخت عادت دهند.

راشل و پیکرینگ، (1919) ، نخستین کسانی بودند که تشخیص دادند که، اگر گلها به هنگام گلدهی برچیده شوند، عادت به حالت دو سالانه شدن سیب می تواند کنترل شود. در طی دهه ی 1920، شکوفه ها بوسیله ی قیچی های دستی و ابزار کوچک دیگری تنک می شدند تا نیاز کار با دست را آسان گرداند فولگر در سال 1921 گزارش داد که یک مرتبه که عمل آورنده ای میوه های خود را برای چند سالی با دقت تنک می کند، دیگر نیازی به دلایل اضافی از حقیقت اینکه، این یکی از مهمترین عملیات باغی می باشد، ندارد.

معلوم شده که تنک کردن نه تنها طاقت سالیانه را بالا می برد، بلکه همچنین اندازه و رنگ میوه را افزایش می دهد، توان درخت را افزایش می دهد، و شکستگی شاخه ها و صدمات زمستانی را کاهش می دهد. بخاطر این مزایای اضافی، شیوه های تنک کردن، خیلی مرسوم می باشند، اما هنوز خیلی پر هزینه می باشند.

باگنال ات آل (1925) تشخیص داده که سمپاشی با گوگرد آهک که جهت کنترل آفت ها به کار می آید، همچنین سبب افتادن میوه ها می شود. در اوایل دهه ی 1930 ، اوشتر .و رابرت، سعی داشتند تا مواد شیمیایی را کشف کنند که کاملاً درختان سیب را که به شیوه ی خودشان عمل نمی کنند را بی ثمر کند. پس از این اقدام اولیه در محصول کامل جابجا شده، تأکید بر کشف مواد شیمیایی تغییر جهت داد تا نسبتی بخشی از برگهای میوه را که محصول کاملی تولید می کنند و شکوفه های اعاده شدنی مناسبی را برای فصول بعدی مهیا می کنند برچینند. اوشتر و رابرت، یک ماده ی شیمیایی عصاره ای قیر مانندی  را کشف کردند که شکوفه ها را می سوزاند و بطور محض باعث برخی آسییب ها به بافت های گیاهی می شود. در سال 1940، نخستین تنک کننده ی شکوفه ی تجاری ارائه شد: سدیم دی نیترو کریستال(DNOC) و ترکیبات دی نیتروی مرتبط.

در سال 1941، بورخولدور و مک کاون، کاربرد موفقی از موادی از نوع هورمونی را گزارش دادند، بخصوص نفتالین استیک اسید ( NAA) و نفتالین استامید (NAD یا NAAm) . NAA در ابتدا برای به تأخیر انداختن افتادن پیش از بر داشت از باغات میوه، به کار می رفت و بعداً تشخیص داده شد که تنک کننده ی مؤثر و مفیدی می باشد. توجه شایانی به زمان بندی سم پاشی NAA شده بود و نتایج تنک کردن عالی، زمانی حاصل شد که افشانه ها ، دیر، 2 تا 3 هفته بعد از شکوفه دهی مورد استفاده قرار گرفتند. در سال 1958، حشره کش جدیدی به نام کارباریل، روی سیب ها مورد آزمایش قرار گرفت. نخستین استفاده ی آن 10 تا 20 روز پس از گلدهی کامل انجام شد که سبب چینش میوه ای کم می باشد. پس از چندین آزمایش، سوین تشخیص داده شد که تنک کننده ی پس از شکوفه دهی خیلی مؤثری می باشد. ماده ی شیمیایی دیگری به نام اتفون، به زراد خانه ها در اواخر دهه ی 1960 افزوده شد. اتفون، عموماً دیر، در فصل تنک کردن زمانی که کاربرد مواد تنک کننده ی پیشین مؤثر نمی باشند، مورد استفاده قرار می گیرد. ویدات و آشل، دو تنک کننده ی پس از شکوفه دهی خیلی تازه ای می باشند که اکنون برای قرار گیری در یک طرح تنک شیمیایی مقدور می باشند.

مواد تنک کننده ی پس از شکوفه دهی، تا اندازه ای رایج شده اند، بخاطر اینکه خطر سرمازدگی بهاره کاهش می یابد. عمل آورنده ها شماری از مواد تنک کننده، از هر کدام را دارا می باشند تا از بین آنها انتخاب کنند. غالباً 2 یا مواد تنک کننده ی بیشتری ترکیب می شوند تا توان تنک را به ارقام ضعیف تر به شدت افزایش دهند. همچنین مواد فعال سطحی و چربی ها می توانند به تنک کننده های شیمیای در برخی مواقع اضافه شوند تا تنک را افزایش دهند. گاهی اوقات تنک دستی به کار می روند تا اعمال تنک کننده ی شیمیایی را حس کنند، مخصوصاً در ارقام تجاری تازه ی گران بها.

 

عوامل تنک کننده

 

هر حالت تنک کردن، منحصر به فرد می باشد. بلوک های درختان متفاوت می باشد، واریته ها نا مشابه می باشند و هر سال، متفاوت می باشد. علت اختلاف در پاسخ به تنک کننده های شیمیایی، هنور به خوبی قابل فهم نشده است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:58  توسط محمد حسين  | 

Powdery Mildew, Podosphaera leucotricha

 

 

I. Introduction:

Powdery mildew can be a persistent disease of susceptible apple cultivars throughout the mid- Atlantic region. It is the only fungal apple disease that is

capable of infecting without wetting from rain or dew. Mildew severity and the need for control measures are related to cultivar susceptibility and intended fruit market.

 

II. Symptoms:

 Powdery mildew causes whitish lesions on curled or longitudinally folded leaves (photo 2-1), stunted whitish-gray twig growth evident on dormant

shoots (photo 2-2), and fruit russeting (photo 2-3).Economic damage occurs in the form of aborted blossoms (photo 2-4), reduced fruit finish quality,

reduced vigor, poor return bloom and yield of bearing trees, and stunted growth and poor form of nonbearing trees

.

III. Disease Cycle:

The mildew fungus overwinters mainly as mycelium in dormant blossom and shoot buds produced and infected the previous growing season. Conidia are produced and released from the unfolding leaves as they emerge from infected buds at about tight cluster stage. Conidia germinate in the high relative humidity usually available on the leaf surface at 50 to 77 F (10-25 C) with an optimum of 66 to 72 F (19-22 C). Germination does not occur in free moisture. Earlyseason

mildew development is affected more by temperature than by relative humidity. Abundant sporulation from overwintering shoots and secondary lesions on young foliage leads to a rapid buildup of inoculum. Secondary infection cycles may continue until susceptible tissue is no longer available. Since leaves are most susceptible soon after emergence, infection of new leaves may occur as long as shoot growth continues. Fruit infection occurs from pink to bloom. Overwintering buds are infected soon after bud initiation. Heavily infected shoots and buds are

low in vigor and lack winter hardiness, resulting in a reduction of primary inoculum at temperatures below -11 F (-24 C). This phenomenon has been more commonly observed in other areas with lower winter temperatures than those commonly experienced in the mid-Atlantic region.

 

IV. Monitoring:

While pruning, note whitened terminal shoots (photo 2-2) as an indicator of potential inoculum pressure. This may not be the actual inoculum situation,

however, because some mildewed buds do not survive the winter while others which appeared to be healthy emerge with primary infection. Inspect ten shoots per tree and record the number that are infected. From prebloom through fruit set, on larger bearing trees, count the number of emerging primary infections on shoots (photo 2-1) and blossom clusters (photo 2-4) on ten trees per five acres (2 ha). A total of one to ten and greater than ten primary infections represent moderate and high levels of risk, respectively, for fruit, leaf, and shoot infection.

Because of potential chronic yield effects, action thresholds for fresh and processing market blocks are identical. On smaller nonbearing trees, record the number of primary infections on 25 trees per five acres (2 ha). Moderate and

high risk levels for leaf and shoot infection on nonbearing trees are the same as those cited above. During mid-season (3 to 9 weeks post bloom), monitor

secondary infection by determining the percent of leaves with infection on ten terminal shoots on each sample tree. Twenty percent leaf infection indicates a weakness in the control program, a high level of risk for fruit and bud

infection, and a recurrent problem with chronic yield reductions in subsequent years. If there is late season growth, determine the percent of leaves with infection on ten terminal shoots on each sample tree. Twenty percent leaf infection indicates a weakness in the control program, a high level of risk for fruit and bud infection, and a recurrent problem with chronic yield reductions in subsequent years

.

V. Management:

Where mildew-susceptible cultivars are grown, include a mildewcide in the scab program to control both diseases. The DMI fungicides are effective against both diseases.

Begin sprays at tight cluster and continue until terminal growth stops. Early season sprays (tight cluster to petal fall) are essential if mildew is to be managed successfully. Lower rates of fungicides on a 7-day schedule are more effective than higher rates of fungicides on a 10-day schedule.

سفیدک سطحی سیب

 

سفیدک حقیقی یا پودری  ، Podosphaera leucotricha

  مقدمه

سفیدک پودری، می تواند یک بیماری مزمن ارقام سیبی حساس(مستعد)، سرتاسر نواحی میانه ی اقیانوس اطلس باشد. این بیماری تنها بیماری می باشد که بدون این که بواسطه باران یا شبنم مرطوب شود، قابلیت آلودگی را دارد. شدت سفیدک، و نیاز آن برای کنترل پیشگیری، مربوط به قابلیت رقم، و عرضه ی میوه ی در نظر گرفته شده می باشد.

  علائم بیماری

سفیدک پودری، ضایعات نسبتاً سفیدی در برگهای حلقه ای یا برگهایی که از طول تا خورده اند، ایجاد می کند. رشد ترکه ی خاکستری نسبتاً سفید کوتاه، در شاخه های خوابیده و روست میوه جات مشهود می باشد. ضرر و زیان اقتصادی، به شکل شکوفه های عقیم، کاهش کیفیت کامل میوه، کاهش توان میوه، کارکرد نا مرغوب و ضعیف شکوفه دهی، و بازده ناچیز درختان میوه ده،  رشد کوتاه و شکل گیری نامرغوب درختان غیر مثمر، روی می دهد.

  دوره بیماری

قارچ سفیدک ، اساساً زمانی که میسیلیوم، در میوه ها یا شکوفه ها و شکوفه های شاخه ای خوابیده ای تولبد می شود، و فصل رویشی سابق را آلوده می کند، زمستان گذرانی می کند. کنیدیا، از برگهای باز، هنگامی که از جوانه های آلوده، در پیرامون پایه ی خوشه های سفت بیرون می آیند، تولید و آزاد می شوند. جوانه زنی کنیدیا در رطوبت نسبی زیاد، معمولاً در سطح برگ، در 50 تا 77 درجه ی فارنهایت (10_25 درجه ی سانتیگراد) با درجه ی مطلوبی از 66 تا 72 درجه ی فارنهایت (19_22 درجه ی سانتیگراد) مقدور می باشد. جوانه زنی در اوایل فصل، بدون رطوبت روی نمی دهد. رشد سفیدک توسط حرارت بیشتر از رشد توسط رطوبت نسبی تحت تاثیر قرار می گیرد . هاگ زائی زیاد از شاخه زمستان گذران و ضایعات پسین روی شاخه و برگ جوان، منجر به تقویت سریع مواد آلوده کننده می شود . دوره آلودگی پسین امکان دارد تا زمانی که بافت مستعدی در دسترس نیست ادامه یابد . از آن جائی که برگها خیلی زود ، پس از ظهور ، خیلی در خطر می باشند، آلودگی برگهای جدید ممکن است تا زمانی که رشد شاخه ادامه می یابد روی دهد. آلودگی میوه، از سوراخ سوراخ کردن تا گل دهی روی میدهد . جوانه های زمستان گذران ، زود ، پس از آغاز جوانه زنی آلوده می شوند. شاخه ها و جوانه هایی که آلوده شده و نیرو و توان کمتری دارند و نسبت به سرمای زمستان مقاومت ندارند در احیای مواد آلوده کننده در درجه حرارتی زیر منفی 11 درجه فارنهایت ( منفی 24 درجه سانتی گراد ) بوجود می آیند . این پدیده، بطور خیلی معمولی در نواحی دیگری با درجه حرارت زمستانی کمتر از آنچه که آنها بطور معمول در نواحی میانه اقیانوس اطلس تجربه کرده اند، مشاهده شده است .

   نظارت

به هنگام هرس ، به شاخه های انتهایی سفید شده به عنوان اندیکاتور یا شاخص فشار نهانی مواد آلوده کننده توجه کنید . این حالت نمی تواند حالت ماده آلوده کننده حقیقی باشد . به هر حال به خاطر اینکه برخی از جوانه های سفیدک ، زمستان را سپری نمی کنند با وجود این، آنهای دیگری که سالم جلوه می کنند، با آلودگی اولیه ظاهر می شوند . 10 شاخه را در هر درخت بررسی کنید و ارقامی که آلوده شده اند را ثبت کنید . از پیش از گل دهی ، به هنگام چینش میوه ها در درختان مثمر بزرگ، ارقام آلودگی های ظهور یافته اولیه ، در شاخه ها و دسته جات میوه را در 10 درخت در ازای  5 جریب حساب کنید . مجموعی از 1 تا 10 و بیش از 10 آلودگی اولیه ، تراز متوسط و زیادی از خطر را ارائه می کند . به ترتیب ، برای آلودگی میوه ، برگ و شاخه. بخاطر اثرات بازدهی مزمن نهانی ، آستانه عمل برای بلوک های تجاری پرورشی ، و تازه ، یکسان می باشد. در درختان غیر مثمر کوچک ، ارقام آلودگیهای اولیه را در 25 درخت در ازای هر 5 جریب ثبت کنید . تراز احتمال زیان محدود و زیاد ، برای آلودگی برگها و شاخه ها در درختان غیر مثمر ، همانند آنهایی هست که در بالا ذکر شده است . در طول نیمه فصل ( 3 تا 9 هفته پس از شکوفه دهی ) آلودگیهای ثانویه را با تعیین درصد برگها، با آلودگی روی شاخه های انتهایی در هر درخت نمونه ، بازبینی کنید . 20% آلودگی برگها، ضعفی در برنامه کنترلی نمایان می سازد . این ، تراز زیادی از احتمال زیان برای آلودگی جوانه و میوه و یک مشکل عود کننده با کاهش بازدهی مزمن ( سخت ) در سالهای بعدی نشان می دهد . اگر رشد فصلی دیر وجود دارد، درصد برگها را با آلودگی در 10 شاخه انتهایی در هر درخت نمونه تعیین کنید .

   سازماندهی

جایی که ارقام مستعد سفیدک پرورش می یابند، شامل Mildewcide در ریشه ، برنامه ریزی می کنند تا هر دو بیماری را کنترل کند . قارچ کش DMI، در برابر هر دو بیماری مؤثر می باشد . سمپاشی در خوشه های سفت را آغاز کنید و تا زمانی که رشد انتهایی باز می ایستد، ادامه بدهید . سمپاشی اول فصل ( خوشه سفت تا ریزش گلبرگ ) ضروری می باشد اگر، سفیدک با موفقیت سازماندهی شده باشد. مقادیر کمی از قارچ کشها در زمانبندی 7 روزه ، خیلی مؤثر تر از مقادیر بالای قارچ کش در زمانبدی 10 روزه می باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:47  توسط محمد حسين  | 

Tilletia controversa 

  

Symptoms

Identification is difficult, since both the characteristics of the causal organism and symptom expression of the host vary widely; its only consistent characteristics are the long incubation period (at least 21 days) and the low temperature (<15°C) required for teliospore germination.

An infected plant shows no obvious sign of disease until the ears emerge, but its stem is usually shorter than in healthy plants and it may have more tillers. Bunted ears are somewhat narrower than healthy ones, but, as ripening proceeds, the glumes are pushed apart laterally so giving them a characteristic dishevelled appearance. Sori are spherical (elliptical in common bunt - T. caries) and contain a blackish powdery mass of teliospores surrounded by a thick grey-brown tegument. For more information, see Grassner & Niemann (1954), Baylis (1958), Purdy et al. (1963), Rapilly et al. (1966).

Morphology

Sori occur in the ovaries, usually infecting all of them; mostly globose to broadly ellipsoid, covered by the pericarp; normally pulverulent when mature, but may be hard when immature; dark reddish-brown to almost black.

Teliospores are yellow-brown to red-brown (mature spores mostly much darker), globose or subglobose, mostly 19-24 µm (16.8-32 µm) in diameter, and mature spores typically surrounded by a hyaline gelatinous sheath 1.5-5.5 µm thick. In median view, the exospore is reticulate, with relatively large, regular, polygonal areolae, 1.5-3 µm high and 3.5 µm in diameter; areolae are occasionally irregular to subcerebriform.

Sterile cells are fewer and generally smaller than the spores, regularly globose, with smooth walls, hyaline or faintly greenish or brownish, sometimes encased in a hyaline, gelatinous sheath 2-4 µm thick; mostly 11-16 µm (9-22 µm) in diameter, including the sheath. For more information, see Duran & Fischer (1961).

Detection and inspection methods

In order to detect dwarf smut spores, a sample of seed should be agitated in water, filtered through gauze, centrifuged at 1500 revolutions per min for 2 min and the remaining sediment mounted in Shears solution for microscopic examination at x 100-900 (Schoen, 1974). If spores are mounted in lactophenol, the sheath is hardly visible. Where positive identification cannot be made from spore morphology alone, biological tests (spore germination on inoculation to differential hosts) may be necessary. Spores can be distinguished from those of Tilletia caries by fluorescence microscopy (Stockwell, 1986).

PEST SIGNIFICANCE

Economic impact

Dwarf bunt is a serious disease, particularly of winter wheat at relatively high altitudes. It is very difficult to control because of the resistant resting spores which remain viable in the soil for a number of years, and because most seed-applied fungicides are not effective. In Oregon (USA), in 1952-1953, dwarf bunt destroyed 50-90% of the seed in several 1-year- old fields of Elymus hispidus and Arrhenatherum elatius (Hordison, 1963). Disease is occasionally severe in susceptible cultivars of winter wheat in the western USA where wheat is grown under a persistent snow cover. Since February 1974, the export of wheat from Pacific Northwest ports to China has been halted as China has prohibited the introduction of grain carrying dwarf bunt.

In Italy, epidemic outbreaks of dwarf bunt were reported in 1879, 1919, 1929 and 1946; however, in 1956, the disease was reported not to cause great concern. In Bavaria (Germany), up to 30% losses in wheat yield were recorded on crops grown more than once in a rotation of 5-6 years. In the 1970s, the disease was reported to be of great economic importance in the EPPO region in Austria, Poland and the USSR and of less economic importance in the other countries in which it is established.

Control

Varietal resistance is the primary means of control. Several resistant wheat cultivars are available (Taylor et al., 1983; Johnsson, 1988). Fungicides applied to the soil surface give control but are uneconomic (Hordison, 1963). Systemic fungicides have been used (Hoffmann, 1971). Experiments in Sweden showed that seed treatments, in combination with the use of resistant cultivars, suppressed the disease up to 99.6% (Johnsson, 1991).

Phytosanitary risk

T. controversa is an EPPO A2 quarantine organism (OEPP/EPPO, 1982), and is also of quarantine significance for IAPSC and NAPPO. Dwarf bunt is especially dangerous to seed crops of autumn-sown wheat and grass in areas where the crops are grown under a persistent snow cover. However, it is unlikely to be a danger in the warmer, low-lying parts of the EPPO region where wheat and grass are grown. Furthermore, no infection has been seen on any spring-established perennial grass, 2 years old or older, regardless of the amount of infection in the same plants in the first seed year; thus, the fungus is not a threat to permanent pastures. It is unlikely that dwarf bunt will become a problem on winter barley since this crop lacks enough hardiness to be a reliable crop in areas where T. controversa occurs. Very probably, T. controversa has reached the limits of its natural distribution in the EPPO region (Wagner, 1966). However, its introduction into areas where it does not occur would certainly create difficulties for the export of grain to other continents, even if direct damage was slight

Tilletia controversa    سیاهک پا کوتاه گندم

 

علائم بیماری                   

تشخیص این بیماری مشکل می باشد، چون هم خصوصیات ارگانیسم های سببی، و هم ظهور علائم میزبان، در بسیاری از موارد، دچار تغییراتی می شود. تنها ویژگی پایدار آن، دوره ی نهفتگی یا کمون، ( حد اقل 21 روز )، و حد اقل دمای مورد نیاز برای رویش تلیوسپور می باشد ( <15 C ).

یک گیاه آلوده، تا زمان ظهور خوشه های گندم، هیچ نوع نشان آشکاری از بیماری را بروز نمی کند، اما، ساقه های آن معمولاً کوتاهتر از ساقه هایی می باشند که در گیاهان سالم موجود می باشند، و امکان دارد که جوانه های زیادی داشته باشد. خوشه های گندم بیمار، قدری باریک تر از خوشه های گندم سالم می باشند، اما به هنگام رسیدن محصول، پوشینه ها یا غلاف ها، به طور مجزا تحت فشار قرار می گیرند، بنابراین یک صفت ویژه ای که به آنها می دهد این است که، آنها ظاهری نامرتب پیدا می کنند. گرده های گیاهی، کروی شکل بوده، ( در T. caries، بیماری قارچی معمول، بیضی شکل می باشند. )، و حاوی توده ی پودری مایل به سیاهی از تلیوسپورها می باشند که، پوشش خاکستری – قهوه ای ضخیمی آن را احاطه کرده است. برای کسب اطلاعات بیشتر، بهGrassner & Niemann (1954) Baylis (1958), Purdy et al. (1963), Rapilly et al. (1966)  نگاه کنید.

 

مورفولوژی یا ریخت شناسی

گرده های گیاهی در تخمدان واقع می شوند، معمولاً همه ی آنها را آلوده می کند. اساساً کروی تا بیضی پهن می باشند، با پری کارپ یا غلاف پوشیده شده اند. معمولاً زمانی که به حد کاملی رشد کردند، خرد می شوند، اما زمانی که نابالغ یا نارس می باشند، ممکن است سخت باشند. قهوه ای مایل به قرمز تیره تا تقریباً سیاه می شوند.

تلیوسپورها، قهوه ای – زرد، تا قهوه ای – قرمز می باشند( اسپورهای بالغ اساساً خیلی تیره تر می باشند )، گرد یا کمی گرد می باشند، اساساً قطر 24-19 میکرومتری ( 32- 8/16 میکرومتر )، دارند، و اسپورهای بالغ را غلاف ژلاتینی شیشه مانندی که دارای ضخامت 5/5- 5/1 میکرومتری می باشد، احاطه کرده است. در دید میانه ای، اگزوسپور یا هاگ غیر جنسی، با آرئولائه ی نسبتاً بزرگ، با قاعده و چند گوشه ای، مشبک شده است، که دارای ارتفاع 3-5/1 میکرومتری، و قطر 5/3 میکرومتری می باشد. آرئولائه ها گاهی اوقات در برابر subcerebriform  بی قاعده می شوند.

سلولهای نازا یا استریل، معدود بوده، و عموماً کوچک تر از اسپور ها می باشند، به طور عادی، گرد، با دیواره های صاف، شیشه مانند، یا اندکی متمایل به سبز یا متمایل به قهوه ای می باشند، گاهی اوقات در غلاف های شیشه مانند، و ژلاتینی، که دارای ضخامت 4-2 میکرومتری می باشند، پوشانده می شوند. اساساً دارای قطر 16-11 میکرومتری، ( 22- 9 میکرومتری )، به ضمیمه ی غلاف می باشند. برای شطلاعات بیشتر به Duran & Fischer (1961) بنگرید.

 

طرز تشخیص و بررسی

برای تشخیص اسپور های زنگ زده ی پاکوتاه، نمونه ای از بذر ها باید در آب تکان داده شوند، بوسیله ی تنزیب یا گاز پانسمان صاف شوند، در 1500 دور در هر دقیقه، به مدت 2 دقیقه از هم تفکیک شوند، رسوب های قرار گرفته در محلول های شیرز، جهت بررسی های میکروسکوپی، از قرار 900-100 x، باقی بمانند ( شوئن، 1974 ). اگر اسپورها در لاکتفنول قرار بگیرند، غلاف به سختی دیده می شود. هر جا که تشخیص قطعی، صرفاً از مورفولوژی اسپور ها حاصل نشد، تست های بیولوژیکی ممکن است لازم باشد ( رویش اسپور همراه با تلقیح به میزبان های مختلف ). اسپور ها می توانند از Tilletia caries ها، با فلورسانس ذره بینی تشخیص داده شوند ( استاک ول، 1986 ).

 

 

اهمیت آفت ها 

اثر یا ضربه ی اقتصادی

سیاهک پاکوتاه گندم، بویژه برای گندم های زمستانه ای که در ارتفاعات نسبتاً بلند قرار دارند،  بیماری خطر ناکی می باشد. این بیماری، بخاطر اسپور های راکد پایداری که برای چند سالی در خاک زنده می مانند، و بخاطر این که، بسیاری از بذوری که در آنها قارچ کش به کار برده شده است، قابل استفاده نمی باشند، به سختی قابل کنترل است. در اورگون ( ایالات متحده )، در سالهای 1953-1952، سیاهک پاکوتاه گندم، %90-50 بذور را در چندین زمین یک ساله ی Elymus hispidus، و Arrhenatherum elatius (Hordison, 1963)، از بین برد. بیماری، بعضی از اوقات، در ارقام گندم زمستانه ی در خطری ، در غرب ایالات متحده، چایی که گندم زیر پوشش برف ماندگاری رشد می کند، طاقت فرسا می باشد. پس از فوریه ی 1974، صادرات گندم از بنادر شمالغربی اقیانوس |آرام به چین، متوقف شد، چون که چین واردات گندم های حامل سیاهک پا کوتاه را ممنوع کرده بود.

در ایتالیا، بروز اپیدمی سیاهک پاکوتاه، در سالهای 1879، 1919، 1929، و 1946 گزارش شده بود. اما در سال 1956، گزارش شده بود که بیماری نگرانی ها زیادی را بوجود نمی آورد. در باواریا ( آلمان )، بیش از 30% تلفات در زمین های گندم، در محصولاتی ثبت شده بود که بیش از یکبار، در یک دوره ی 6-5 ساله رشد می کردند. در 1970، بیماری گزارش شده بود که در ناحیه ی EPPO در استرالیا، لهستان، و اتحاد جماهیر شوروی، از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار بوده، و در دیگر کشورهایی که این بیماری محرز شده است، از اهمیت اقتصادی کمتری برخوردار است.

 

کنترل

پایداری های متنوع، مفهوم اولیه ی کنترل است. ارقام پایدار گندم متعددی، موجود می باشند.

(Taylor et al., 1983; Johnsson, 1988). قارچ کش هایی که در سطح خاک به کار برده می شوند، کنترلی ارائه می کنند ولی، بی صرفه می باشند (Hordison, 1963). قارچ کش های سیستمیک، مورد استفاده قرار می گیرند (Hoffmann, 1971). پوهش هایی در سوئد نشان داد که، رفتار بذر همراه با استفاده از ارقام مقاوم، بیماری را به بیش از 6/99 % فرونشانده است.

 

خطرات بهداشتی گیاه  

سیاهک پاکوتاه گندم، یک ارگانیسم قرنطینه ی EPPO A2 می باشد (OEPP/EPPO, 1982)، و همچنین از قرنطینه های مهم برای IAPSC، و NAPPO می باشد. سیاهک پا کوتاه گندم، مخصوصاً برای محصولات بذری علفها و گندم های کاشته شده در پائیز، در مناطقی که محصولات، زیر پوششی از برف کاشته شده اند، خطرناک می باشد. با این وجود، بعید است که، در قسمتهای گرم و کم آب منطقه ی EPPO، جایی که گندم و علف کاشته می شوند، خطری داشته باشد. علاوه بر این، هیچ نوع آلودگی، در هیچ گیاه چند ساله ی بهاره، دو ساله یا بیشتر، صرفنظر از آلودگی در همان گیاه، در سال نخست بذر، دیده نشده است. بنابراین، قارچ، تهدیدی برای مراتع دائمی، نمی باشد. بعید است که، سیاهک پاکوتاه گندم، در جوی زمستانه باشد، چونکه، فاقد سختی کافی می باشد تا اینکه محصول پایایی، در مناطقی که، سیاهک پاکوتاه گندم روی می دهد، بشود. احتمالاً سیاهک پا کوتاه کندم، دچار محدودیت هایی در توزیع طبیعی، در منطقه ی EPPO شده است (Wagner, 1966). به هر حال، واردات آن به مناطقی که این بیماری در آنجا رخ نمی دهد، همانا مشکلاتی را برای صادرات گندم، به دیگر کشور ها، بوجود خواهد آورد، حتی اگر، مقدار خسارت، ناچیز باشد.   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:37  توسط محمد حسين  | 

Tilletia controversa 

  

Symptoms

Identification is difficult, since both the characteristics of the causal organism and symptom expression of the host vary widely; its only consistent characteristics are the long incubation period (at least 21 days) and the low temperature (<15°C) required for teliospore germination.

An infected plant shows no obvious sign of disease until the ears emerge, but its stem is usually shorter than in healthy plants and it may have more tillers. Bunted ears are somewhat narrower than healthy ones, but, as ripening proceeds, the glumes are pushed apart laterally so giving them a characteristic dishevelled appearance. Sori are spherical (elliptical in common bunt - T. caries) and contain a blackish powdery mass of teliospores surrounded by a thick grey-brown tegument. For more information, see Grassner & Niemann (1954), Baylis (1958), Purdy et al. (1963), Rapilly et al. (1966).

Morphology

Sori occur in the ovaries, usually infecting all of them; mostly globose to broadly ellipsoid, covered by the pericarp; normally pulverulent when mature, but may be hard when immature; dark reddish-brown to almost black.

Teliospores are yellow-brown to red-brown (mature spores mostly much darker), globose or subglobose, mostly 19-24 µm (16.8-32 µm) in diameter, and mature spores typically surrounded by a hyaline gelatinous sheath 1.5-5.5 µm thick. In median view, the exospore is reticulate, with relatively large, regular, polygonal areolae, 1.5-3 µm high and 3.5 µm in diameter; areolae are occasionally irregular to subcerebriform.

Sterile cells are fewer and generally smaller than the spores, regularly globose, with smooth walls, hyaline or faintly greenish or brownish, sometimes encased in a hyaline, gelatinous sheath 2-4 µm thick; mostly 11-16 µm (9-22 µm) in diameter, including the sheath. For more information, see Duran & Fischer (1961).

Detection and inspection methods

In order to detect dwarf smut spores, a sample of seed should be agitated in water, filtered through gauze, centrifuged at 1500 revolutions per min for 2 min and the remaining sediment mounted in Shears solution for microscopic examination at x 100-900 (Schoen, 1974). If spores are mounted in lactophenol, the sheath is hardly visible. Where positive identification cannot be made from spore morphology alone, biological tests (spore germination on inoculation to differential hosts) may be necessary. Spores can be distinguished from those of Tilletia caries by fluorescence microscopy (Stockwell, 1986).

PEST SIGNIFICANCE

Economic impact

Dwarf bunt is a serious disease, particularly of winter wheat at relatively high altitudes. It is very difficult to control because of the resistant resting spores which remain viable in the soil for a number of years, and because most seed-applied fungicides are not effective. In Oregon (USA), in 1952-1953, dwarf bunt destroyed 50-90% of the seed in several 1-year- old fields of Elymus hispidus and Arrhenatherum elatius (Hordison, 1963). Disease is occasionally severe in susceptible cultivars of winter wheat in the western USA where wheat is grown under a persistent snow cover. Since February 1974, the export of wheat from Pacific Northwest ports to China has been halted as China has prohibited the introduction of grain carrying dwarf bunt.

In Italy, epidemic outbreaks of dwarf bunt were reported in 1879, 1919, 1929 and 1946; however, in 1956, the disease was reported not to cause great concern. In Bavaria (Germany), up to 30% losses in wheat yield were recorded on crops grown more than once in a rotation of 5-6 years. In the 1970s, the disease was reported to be of great economic importance in the EPPO region in Austria, Poland and the USSR and of less economic importance in the other countries in which it is established.

Control

Varietal resistance is the primary means of control. Several resistant wheat cultivars are available (Taylor et al., 1983; Johnsson, 1988). Fungicides applied to the soil surface give control but are uneconomic (Hordison, 1963). Systemic fungicides have been used (Hoffmann, 1971). Experiments in Sweden showed that seed treatments, in combination with the use of resistant cultivars, suppressed the disease up to 99.6% (Johnsson, 1991).

Phytosanitary risk

T. controversa is an EPPO A2 quarantine organism (OEPP/EPPO, 1982), and is also of quarantine significance for IAPSC and NAPPO. Dwarf bunt is especially dangerous to seed crops of autumn-sown wheat and grass in areas where the crops are grown under a persistent snow cover. However, it is unlikely to be a danger in the warmer, low-lying parts of the EPPO region where wheat and grass are grown. Furthermore, no infection has been seen on any spring-established perennial grass, 2 years old or older, regardless of the amount of infection in the same plants in the first seed year; thus, the fungus is not a threat to permanent pastures. It is unlikely that dwarf bunt will become a problem on winter barley since this crop lacks enough hardiness to be a reliable crop in areas where T. controversa occurs. Very probably, T. controversa has reached the limits of its natural distribution in the EPPO region (Wagner, 1966). However, its introduction into areas where it does not occur would certainly create difficulties for the export of grain to other continents, even if direct damage was slight

Tilletia controversa    سیاهک پا کوتاه گندم

 

علائم بیماری                   

تشخیص این بیماری مشکل می باشد، چون هم خصوصیات ارگانیسم های سببی، و هم ظهور علائم میزبان، در بسیاری از موارد، دچار تغییراتی می شود. تنها ویژگی پایدار آن، دوره ی نهفتگی یا کمون، ( حد اقل 21 روز )، و حد اقل دمای مورد نیاز برای رویش تلیوسپور می باشد ( <15 C ).

یک گیاه آلوده، تا زمان ظهور خوشه های گندم، هیچ نوع نشان آشکاری از بیماری را بروز نمی کند، اما، ساقه های آن معمولاً کوتاهتر از ساقه هایی می باشند که در گیاهان سالم موجود می باشند، و امکان دارد که جوانه های زیادی داشته باشد. خوشه های گندم بیمار، قدری باریک تر از خوشه های گندم سالم می باشند، اما به هنگام رسیدن محصول، پوشینه ها یا غلاف ها، به طور مجزا تحت فشار قرار می گیرند، بنابراین یک صفت ویژه ای که به آنها می دهد این است که، آنها ظاهری نامرتب پیدا می کنند. گرده های گیاهی، کروی شکل بوده، ( در T. caries، بیماری قارچی معمول، بیضی شکل می باشند. )، و حاوی توده ی پودری مایل به سیاهی از تلیوسپورها می باشند که، پوشش خاکستری – قهوه ای ضخیمی آن را احاطه کرده است. برای کسب اطلاعات بیشتر، بهGrassner & Niemann (1954) Baylis (1958), Purdy et al. (1963), Rapilly et al. (1966)  نگاه کنید.

 

مورفولوژی یا ریخت شناسی

گرده های گیاهی در تخمدان واقع می شوند، معمولاً همه ی آنها را آلوده می کند. اساساً کروی تا بیضی پهن می باشند، با پری کارپ یا غلاف پوشیده شده اند. معمولاً زمانی که به حد کاملی رشد کردند، خرد می شوند، اما زمانی که نابالغ یا نارس می باشند، ممکن است سخت باشند. قهوه ای مایل به قرمز تیره تا تقریباً سیاه می شوند.

تلیوسپورها، قهوه ای – زرد، تا قهوه ای – قرمز می باشند( اسپورهای بالغ اساساً خیلی تیره تر می باشند )، گرد یا کمی گرد می باشند، اساساً قطر 24-19 میکرومتری ( 32- 8/16 میکرومتر )، دارند، و اسپورهای بالغ را غلاف ژلاتینی شیشه مانندی که دارای ضخامت 5/5- 5/1 میکرومتری می باشد، احاطه کرده است. در دید میانه ای، اگزوسپور یا هاگ غیر جنسی، با آرئولائه ی نسبتاً بزرگ، با قاعده و چند گوشه ای، مشبک شده است، که دارای ارتفاع 3-5/1 میکرومتری، و قطر 5/3 میکرومتری می باشد. آرئولائه ها گاهی اوقات در برابر subcerebriform  بی قاعده می شوند.

سلولهای نازا یا استریل، معدود بوده، و عموماً کوچک تر از اسپور ها می باشند، به طور عادی، گرد، با دیواره های صاف، شیشه مانند، یا اندکی متمایل به سبز یا متمایل به قهوه ای می باشند، گاهی اوقات در غلاف های شیشه مانند، و ژلاتینی، که دارای ضخامت 4-2 میکرومتری می باشند، پوشانده می شوند. اساساً دارای قطر 16-11 میکرومتری، ( 22- 9 میکرومتری )، به ضمیمه ی غلاف می باشند. برای شطلاعات بیشتر به Duran & Fischer (1961) بنگرید.

 

طرز تشخیص و بررسی

برای تشخیص اسپور های زنگ زده ی پاکوتاه، نمونه ای از بذر ها باید در آب تکان داده شوند، بوسیله ی تنزیب یا گاز پانسمان صاف شوند، در 1500 دور در هر دقیقه، به مدت 2 دقیقه از هم تفکیک شوند، رسوب های قرار گرفته در محلول های شیرز، جهت بررسی های میکروسکوپی، از قرار 900-100 x، باقی بمانند ( شوئن، 1974 ). اگر اسپورها در لاکتفنول قرار بگیرند، غلاف به سختی دیده می شود. هر جا که تشخیص قطعی، صرفاً از مورفولوژی اسپور ها حاصل نشد، تست های بیولوژیکی ممکن است لازم باشد ( رویش اسپور همراه با تلقیح به میزبان های مختلف ). اسپور ها می توانند از Tilletia caries ها، با فلورسانس ذره بینی تشخیص داده شوند ( استاک ول، 1986 ).

 

 

اهمیت آفت ها 

اثر یا ضربه ی اقتصادی

سیاهک پاکوتاه گندم، بویژه برای گندم های زمستانه ای که در ارتفاعات نسبتاً بلند قرار دارند،  بیماری خطر ناکی می باشد. این بیماری، بخاطر اسپور های راکد پایداری که برای چند سالی در خاک زنده می مانند، و بخاطر این که، بسیاری از بذوری که در آنها قارچ کش به کار برده شده است، قابل استفاده نمی باشند، به سختی قابل کنترل است. در اورگون ( ایالات متحده )، در سالهای 1953-1952، سیاهک پاکوتاه گندم، %90-50 بذور را در چندین زمین یک ساله ی Elymus hispidus، و Arrhenatherum elatius (Hordison, 1963)، از بین برد. بیماری، بعضی از اوقات، در ارقام گندم زمستانه ی در خطری ، در غرب ایالات متحده، چایی که گندم زیر پوشش برف ماندگاری رشد می کند، طاقت فرسا می باشد. پس از فوریه ی 1974، صادرات گندم از بنادر شمالغربی اقیانوس |آرام به چین، متوقف شد، چون که چین واردات گندم های حامل سیاهک پا کوتاه را ممنوع کرده بود.

در ایتالیا، بروز اپیدمی سیاهک پاکوتاه، در سالهای 1879، 1919، 1929، و 1946 گزارش شده بود. اما در سال 1956، گزارش شده بود که بیماری نگرانی ها زیادی را بوجود نمی آورد. در باواریا ( آلمان )، بیش از 30% تلفات در زمین های گندم، در محصولاتی ثبت شده بود که بیش از یکبار، در یک دوره ی 6-5 ساله رشد می کردند. در 1970، بیماری گزارش شده بود که در ناحیه ی EPPO در استرالیا، لهستان، و اتحاد جماهیر شوروی، از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار بوده، و در دیگر کشورهایی که این بیماری محرز شده است، از اهمیت اقتصادی کمتری برخوردار است.

 

کنترل

پایداری های متنوع، مفهوم اولیه ی کنترل است. ارقام پایدار گندم متعددی، موجود می باشند.

(Taylor et al., 1983; Johnsson, 1988). قارچ کش هایی که در سطح خاک به کار برده می شوند، کنترلی ارائه می کنند ولی، بی صرفه می باشند (Hordison, 1963). قارچ کش های سیستمیک، مورد استفاده قرار می گیرند (Hoffmann, 1971). پوهش هایی در سوئد نشان داد که، رفتار بذر همراه با استفاده از ارقام مقاوم، بیماری را به بیش از 6/99 % فرونشانده است.

 

خطرات بهداشتی گیاه  

سیاهک پاکوتاه گندم، یک ارگانیسم قرنطینه ی EPPO A2 می باشد (OEPP/EPPO, 1982)، و همچنین از قرنطینه های مهم برای IAPSC، و NAPPO می باشد. سیاهک پا کوتاه گندم، مخصوصاً برای محصولات بذری علفها و گندم های کاشته شده در پائیز، در مناطقی که محصولات، زیر پوششی از برف کاشته شده اند، خطرناک می باشد. با این وجود، بعید است که، در قسمتهای گرم و کم آب منطقه ی EPPO، جایی که گندم و علف کاشته می شوند، خطری داشته باشد. علاوه بر این، هیچ نوع آلودگی، در هیچ گیاه چند ساله ی بهاره، دو ساله یا بیشتر، صرفنظر از آلودگی در همان گیاه، در سال نخست بذر، دیده نشده است. بنابراین، قارچ، تهدیدی برای مراتع دائمی، نمی باشد. بعید است که، سیاهک پاکوتاه گندم، در جوی زمستانه باشد، چونکه، فاقد سختی کافی می باشد تا اینکه محصول پایایی، در مناطقی که، سیاهک پاکوتاه گندم روی می دهد، بشود. احتمالاً سیاهک پا کوتاه کندم، دچار محدودیت هایی در توزیع طبیعی، در منطقه ی EPPO شده است (Wagner, 1966). به هر حال، واردات آن به مناطقی که این بیماری در آنجا رخ نمی دهد، همانا مشکلاتی را برای صادرات گندم، به دیگر کشور ها، بوجود خواهد آورد، حتی اگر، مقدار خسارت، ناچیز باشد.   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:37  توسط محمد حسين  | 

DESCRIPTION: These ornamental annuals are natives of Mexico and South America and belong to the Daisy family. Tagetes erecta, the African Marigold, can grow 2-4 feet high and will produce large, single or double flowers colored orange or yellow. Tagetes patula, the French Marigold, can reach a height of 9 inches to 2 feet and the blossoms come in yellow or yellow marked with a reddish-brown color. Hybrids that have been raised from the African and French Marigolds come in solid red, some in solid yellow and some in combinations of red and golden-yellow. The flowers are double and 2-3 inches in diameter; the plants are bushy and can grow about 18 inches tall. These plants bloom throughout the summer and fall and are great for cut flowers. T. tenuifolia (signata) pumila, the Dwarf Signet Marigold, is a native to Mexico and grows into a bushy plant up to a foot tall. Its foliage is finely divided and many single, orange flowers about an inch in diameter are produced. This plant requires the same care as the dwarf French Marigold. T. lucida, Winter Tarragon, is also native of Mexico. This half- hardy, bushy perennial is treated as an annual and will grow from 1 to 2 feet tall. The Winter Tarragon is related to the garden Marigold and they have long unbranched stems and simple, willowy leaves. The foliage of the Winter Tarragon has a medium green color, not a blue-green color like the leaves of the French Tarragon (see, Artemisia). In autumn or winter it produces small golden-yellow flowers made up of a single layer of ray florets and a central tuft of disk florets. The foliage has a sweet smell with a touch of Anise and is a fine substitute when French Tarragon is out of season.


POTTING: When these plants are grown outside, they shouldn't have overly rich soil, because this will make luxuriant vegetative growth at the expense of flower production. They should be planted 12-15 inches apart. They will bloom even faster if they are started indoors rather than sowing the seeds directly outdoors. When they are used as greenhouse plants they are great for winter and spring display. They make lovely pot plants and cut flowers. Their soil shouldn't be too rich and the pots need to have good drainage. When the plants have filled up their containers with roots, weekly applications of a dilute liquid fertilizer will be beneficial. These plants must have full exposure to sun at all times and they should have a cool, well- ventilated atmosphere. The temperature at night can be 50 degrees; on dull days it may rise about 5 degrees and on sunny days, 10 to even 15 degrees higher. Earlier blooming and more flowers may be obtained from Tagetes growing in a greenhouse in the wintertime if daylight is substituted with artificial light (either fluorescent or incandescent). Winter Tarragon is easy to grow indoors and out . As a houseplant, Winter Tarragon will yield light winter cuttings for table use. Winter Tarragon is best when used fresh; snip off the last 3 to 6 inches of branch tips for the tenderest leaves. If they are carefully dried, the leaves will keep some of their aroma.


PROPAGATION: Seeds can be sown 6 to 12 weeks before the plants are to be planted outdoors, in a greenhouse where a 70- degree temperature is maintained. The seeds are scattered in pots or flats filled with finely sifted sandy soil and are lightly covered with soil. Cover the containers with glass and shade them from sunlight. If they're kept moist, they'll germinate in a few days. When the baby plants are 1 or 2 inches high, they can be transplanted to flats that are 3-4 inches deep and filled with sandy, loamy compost. They should be spaced 3 or 4 inches apart. Later on, they should be placed in a cold frame until they are planted outdoors. This is after all danger of frost has passed and the weather is warm and settled. As the time draws closer to plant them outdoors they need to be hardened off by increasing the ventilation and finally exposing them to the air. Seeds can also be sown directly outdoors where they are to grow by sprinkling them thinly in a well-prepared seedbed after danger of frost has passed. They are thinned out until they are no closer than 10 inches apart. This method, as mentioned earlier, takes longer for the plants to bloom than if they were started indoors. The location that you choose for these plants must be fully exposed to sun if they are to be successful. For winter blooming, when growing in a greenhouse, seeds should be sown in August or September; for spring blooming, sow them in January. The seedlings should be transplanted to flats, or separately in small pots, and later, into larger pots as needed. Pots that are 5-7

inches in diameter are good sizes to have your plants flower in. You can grow one to three plants in a pot. Winter Tarragon is ordinarily propagated by from cuttings, which root easily. Take cuttings in early autumn before they begin to bloom and start them in pots inside.

VARIETIES: T. erecta; T. patula; T. lucida (Winter Tarragon); T. tenuifolia (signata); T. tenuifolia (signata) pumila.

شرح :

 

 این گیاهان یکساله، مختص مکزیک و آمریکای جنوبی، می باشند، و از خانواده ی گل آفتابگردان می باشند. Tagetes erecta، گل جعفری آفریقایی، قادر است تا ارتفاع 4_2 پایی رشد کند، و گلهای بزرگ، منفرد، و مضاعفی را تولید می کند که به رنگهای نارنجی یا زرد می باشند. Tagetes patula، گل جعفری فرانسوی، قادر است به ارتفاعی حدود 9 اینچی، تا 2 پایی، نائل شود؛ و گل ها به رنگ های زرد، یا زردی که با رنگ قهوه ای مایل به قرمز مشخص شده است، ظاهر می شوند. دو رگه های برانگیخته شده از گل های جعفری فرانسوی و آفریقایی، به رنگ قرمز یکپارچه، برخی به رنگ زرد یکپارچه، و برخی به صورت ترکیبی از رنگ های قرمز و زرد طلایی، ظاهر می شوند. گلها مضاعف می باشند، دارای ضخامتی بین 3_2 اینچ می باشند؛ گیاهان، انبوه می باشند، و می توانند تا بلندای حدود 18 اینچی رشد کنند. گیاهان، در سرتاسر تابستان و پائیز شکوفه می دهند، و بقدر گلهای تقلیل یافته، بزرگ می باشند.  T. tenuifolia (signata) pumila، گل جعفری کوتوله ی ( قد کوتاه ) خاتم دار، مختص مکزیک می باشد، و در میان گیاهان انبوه که بلندی بالای یک پا دارند، می روید. شاخ و برگ آن، به طور ظریفی تقسیم می شوند، و گلهای نارنجی منفرد زیادی، در ضخامتی حدود یک اینچ، بوجود می آیند. گیاه، همان اندازه به مراقبت نیاز دارد که گل جعفری کوتوله ی فرانسوی نیاز دارد. T. lucida، ترخون زمستانی نیز مختص مکزیک می باشد. این گیاه چند ساله ی انبوه نیمه سخت، به عنوان یک گیاه یکساله تلقی می شود، و به بلندای 1 تا 2 پایی رشد می کنند. ترخون زمستانی، مربوط به گل جعفری باغی می باشد، و آنها ساقه های دراز بی شاخ وبرگ، و برگهای نرم و باریک ساده ای دارند. شاخ و برگ ترخون زمستانی، رنگ سبز میانه ای دارد نه رنگ سبز نیلی، همچون برگهای ترخون فرانسوی. در فصل پائیز یا زمستان، آن گلهای زرد طلائی کوچکی تولید می کند که از یک لایه ی واحدی از گلچه های شعاعی، و کلاله مرکزی از گلچه های گرده ساخته شده است. شاخ وبرگ، زمانی که ترخون فرانسوی، نا بهنگام می باشد، رایحه ی مطبوعی، با بساوشی از  Anise دارند، و جایگزین خوبی می باشند.

 

در گلدان گذاری :

 

 زمانی که این گیاهان در بیرون کاشته می شوند، آنها نباید خاک خیلی غنی داشته باشند، بخاطر اینکه، این، رشد نباتی وافری را به خرج تولید گل باعث می شود. آنها باید 15_12 اینچ، مجزا کاشته شوند. آنها حتی سریعتر گلدهی می کنند اگر آنها، کشت و کار بذر در خانه را، از کشت و کار مستقیم آن، در خارج از منزل ترجیح دهند. وقتی که آنها به عنوان گیاهان گلخانه ای به کار می روند، آنها برا ی ارائه ی زمستانی و بهاری، عالی می باشند. آنها گیاهان گلدانی ، و گلهای قلمه ای دلپذیری را ایجاد می کنند. خاک آنها نباید خیلی غنی باشد، و گلدان ها نیاز به زهکشی خوبی می باشند. وقتی که گیاهان، محفظه های خودشان را با ریشه ها اشغال کردند، استعمال هفتگی کود آبی رقیق کردنی، سودمند خواهد بود. این گیاهان، باید به صورت تمام وقت کاملاً در معرض نور آفتاب قرار گیرند، و باید جو خنک و تهویه ای داشته باشند. دما در شب، امکان دارد 50 درجه شود؛ در روز های راکد، آن می تواند حدود 5 درجه، و در روزهای آفتابی، 10 تا 15 درجه بالاتر، افزایش یابد. شکوفه دهی زودتر، و گلهای بیشتر، امکان دارند از  Tagetes، که در یک گلخانه، در فصل زمستان می رویند احراز شوند اگر، روشنی روز با نور مصنوعی ( ساختگی ) جابجا شده باشد ( لامپ مهتابی یا گداخته ). ترخون زمستانی، قابل کشت در داخل و خارج از خانه می باشد. همانند یک گیاه خانگی، ترخون زمستانی، قلمه های زمستانی سبکی را جهت استفاده ی هموار ارزانی می دارد. ترخون زمستانی، وقتی که تر وتازه به کار برده می شود، بهترین می باشد. 3 تا 6 اینچ از رأس شاخه را بواسطه ی برگهای لطیف، ببرید. اگر آنها به دقت خشکیده اند، برگها، اندکی از رایحه ی آنها را حفظ خواهند کرد.

 

تکثیر :

 

بذرها، می توانند 6 تا 12 هفته قبل از اینکه گیاهان در بیرون از منزل، کاشته شوند، در یک گلخانه، جایی که درجه حرارت حفظ می شود، کشت و کار ( تخمکاری ) شوند. بذرها در گلدان ها یا مکان همواری که با خاک های شنی الک کرده ی ریزی پر شده، و به سبکی با خاک پوشانده شده اند، پراکنده می شوند. محفظه ها را با شیشه بپوشانید، و به آنها، بواسطه ی نور آفتاب، سایه بیندازید. اگر آنها مرطوب نگاه داشته شوند، آنها در عرض چند روز شروع به رشد خواهند کرد. وقتی که گیاهان نوزاد دارای ارتفاعی بین 1 یا 2 اینچ می باشند، آنها می توانند به مکان مسطحی که دارای عمقی بین 3 تا 4 اینچ می باشد، و با کمپوست ( کود آلی ) رسی یا شنی پر شده است، منتقل شوند. آنها باید 3 یا 4 اینچ، به صورت مجزا فاصله دار شوند. پس از این، آنها باید در قاب سردی، تا زمانی که آنها در بیرون از خانه کاشته می شوند، گذارده شوند. این، پس از آن می باشد که همه ی خطرات سرمازدگی سپری شده اند، و آب و هوا، گرم و آرام می باشد.  همچنانکه زمان برای کشت آنها در خارج از خانه نزدیک می شود، آنها نیازمند این می باشند تا با افزودن سیستم تهویه ای و بالأخره با در معرض هوا گذاری آنها، مقاوم شوند. بذرها همچنین می توانند مستقیماً خارج از خانه، جایی که آنها با پاشیدن کم آنها در بستر بذر آماده برای کشت رشد می کنند، پس از اینکه خطر سرمازدگی سپری شد، کشت و کارشوند. آنها تا وقتی که نزدیک تر از 10 اینچ، جدا از هم نمی باشند، رقیق می شوند. این روش، همچنانکه در ابتدا ذکر شد، اگر گیاهان در داخل خانه قرار گیرند، شکوفایی گل ها را به تأخیر خواهد انداخت. مکانی که شما برای این گیاهان بر می گزینید، باید کاملاً در معرض نور آفتاب قرار گیرند، اگر آنها موفق شوند. برای شکوفه دهی زمستانی، زمانی که در یک گلخانه رویانده می شوند، بذرها باید در ماه آگوست یا سپتامبر کشت و کار شوند، برای شکوفه دهی بهاره، آنها را در ماه ژانويه کشت و کار کنید. نهال باید به مکان های هموار ( فلت ) نشاء شوند، یا جداگانه، در گلدان های کوچک، و بعداً چنانکه نیاز شد، داخل گلدان های بزرگتر. گلدان هایی که دارای ضخامتی ( قطر ) بین 7_5 اینچ می باشند، قالب های خوبی می باشند تا، گلکاری گیاهانتان را داخل آنها انجام دهید. شما می توانید یک تا سه گیاه را داخل یک گلدان بکارید. ترخون زمستانی، که به آسانی ریشه دار می شود، معمولاً بوسیله ی قلمه زنی تکثیر می شود. قلمه زنی را در اوایل پائیز، قبل از اینکه آنها شروع به شکوفه دهی کنند، انجام دهید، و آنها را در درون گلدانها قرار دهید.

 

واریته ها :                      

  

 ;                                                      ( ترخون زمستانی ) T.erecta; T.patula; T.lucida